ترجمه مقاله گیتی شکری

در ارتباط با‫:‬ , , ,

ساخت غیرشخصی در مازندرانی

گیتی شکری

دانشگاه اپسالا[۱]

برگردان: میترا امیری* 

چکیده

هدف از این پژوهش جستاری در ساخت­های غیرشخصی گویش­های ساروی و زیارت در زبان مازندرانی، زبانی که در شمال ایران صحبت می­شود، می­باشد. داده­های زبانی مورد استفاده در این پژوهش روایت­های شفاهی، داستان­ها و متن­های قوم­نگاری هستند.

کیتاگاوا[۲] (۱۹۹۰)، بلونیس[۳] (۲۰۰۳)، و سیویرسکا[۴] (۲۰۰۸) جزء زبانشناسانی هستند که در سال­های اخیر به اهمیت این نوع ساخت توجه بیشتری نشان داده­اند. سیویرسکا (۳: ۲۰۰۸) ساخت­های غیرشخصی را «ساخت­های بی­فاعل، ساخت­هایی که دربردارنده­ی حشو هستند و ساخت­هایی که کنش­گر مشخصی ندارند» تعریف می­کند. این پژوهش بر تعریف آخر، به ویژه استفاده از ساخت­های ۳PL و ۲SG برای مشخص کردن یک کنش­گر نامعلوم تمرکز کرده است.

گاهی اوقات ساخت­های غیرشخصی ۳PL در زمان گذشته هستند که از لحظه­ی گفتار فاصله­ی زمانی وجود دارد. اما در برخی از مثال­ها، این ساخت­ها در زمان حال به کار می­روند، به این معنی که هیچ فاصله­ی زمانی وجود ندارد. در اکثر مثال­ها به دلیل موقعیتی که در آن داده­ها جمع­آوری شدند، مخاطب در نظر گرفته نشده است. در بعضی از این نمونه­ها روشن است که گوینده قصد دارد بین خودش و کنش فعل فاصله­ی ذهنی ایجاد کند. این ساخت هنگام حرف زدن از یک تابو (taboo) نیز استفاده می­شود، در واقع هنگامی که گوینده از این که با کنش فعلی تابو را مشخص کند خجالت می­کشد. در مثال­های دیگر، ساخت ۳PL عمومیت و اهمیت بیشتری نسبت به کنش فعلی پیدا می­کند. همچنین می­تواند هم گوینده و هم مخاطب را از گروه کنش­گرهای احتمالی مستثنی کند. ساخت ۲SG همانند ساخت ۳PL برای صحبت از عادات در زمینه­ای خاص، در زمان حال یا آینده، مورد استفاده قرار می­گیرد، بدون این که مخاطب را در چهارچوب ارجاعی تنها بافتی خاص و نه همه­ی بافت­ها، در نظر بگیرد. این ساخت برای در برداشتن هم گوینده و هم مخاطب به عنوان کنش­گر ممکن نیز استفاده می­شود.

نتیجه­گیری کلی که از این پژوهش می­توان به دست آورد نشان می­دهد که ساخت ۳PL نسبت به ۲SG از شمولیت کمتری برخوردار است. اگر گوینده بخواهد یک تعبیر انحصاری (ــ گوینده، ــ مخاطب) نشان بدهد، تنها ساخت ممکن ساختِ ۳PL است. و اگر گوینده بخواهد روی تعبیر در برگیرندگی (+ گوینده، + مخاطب) تمرکز کند، تنها ساخت ممکن ۲SG می­باشد. در جایی که هر دو ساختار می­توانند به کار روند، یک ناحیه­ی خاکستری وجود دارد.

 

مقدمه

این مقاله به بررسی ساخت­های غیرشخصی در گویش­های ساروی و زیارت در زبان مازندرانی می­پردازد. داده­های زبانی مورد استفاده در این پژهوش روایت­های شفاهی، داستان­ها و متن­های قوم­شناختی[۵] هستند. زبان مازندرانی در شمال ایران، جنوب دریای مازندران صحبت می­شود و به زبان­های ایرانی شمال غربی تعلق دارد، به همین دلیل به زبان­های گیلکی، بلوچی[۶] و کردی بسیار نزدیک است.

در مورد ساخت­های غیرشخصی بین زبان­شناسان بحث­های فراوانی وجود دارد. کیتاگاوا (۱۹۹۰)، بلونویس[۷] (۲۰۰۳) و سیویرسکا (۲۰۰۸) زبـان­شناسانی هستند که به این نوع ساختار در سال­های اخیر توجه نشان داده­اند. مطالعات آن­ها از دیدگاه گونه­شناختی جالب است. طبق گفته­ی سیویرسکا (۳: ۲۰۰۸) «واژه­ی غیرشخصی در ادبیات برای مشخص کردن ساخت­های غیرشخصی، ساخت­های حشودار و ساخت­هایی که کنش­گر مشخص ندارند به کار برده می­شود». بلنویس (۲۳۷: ۲۰۰۶) رویکردی صرفی دارد و به این نکته پی برده است که برخی از زبان­ها یک نوع مشخصی از ساختارهای غیرشخصی دارند که دربردارنده­ی موقعیت­های مناسب ارتباطی با ساختارهای مجهول می­باشند. این ساختار الزاماً بی­فاعل است و معمولاً در جایی که فاعل به عنوان فاعل انسانیِ نامشخص، یا در حالت کلی مردم، بیان شود، به صورت «معلومِ نکره» تعبیر می­شود.

فاعل­هیا غیرشخصی نشانه­های دستوری متفاوتی در زبان­های متفاوت دارند. یکی از ساخت­های متداولی که سیویرسکا (۲۰۰۸) توصیف کرده، ساخت غیرشخصی ۳PL است. ساخت رایج دیگر، ساخت ۲SG است که در زبان­هایی مثل انگلیسی وجود دارد. البته این ساخت توسط سیویرسکا بیان نشده است.

سیویرسکا (۲۳: ۲۰۰۸) به این نتیجه رسیده است که دامنه­ی ارجاعی ۳PL محدودتر است. ساخت­های غیرشخصی ۳PL مرجع­های سوم شخص را بین گوینده و / یا مخاطبی که به ندرت به حسـاب مـی­آینـد را مشخـص می­کند. همچنین کیتاگاوا و لِرِر[۸] (۷۴۰: ۱۹۹۰، به نقل از هادلستون[۹] ۲۸۸: ۱۹۸۴) ادعا می­کنند که ضمایر شخصی به طور خاص استدلال کننده و ارجاعی هستند، به ویژه در ضمیر اول و دوم شخص. این به این معنی است که شکل اول شخص به گوینده / نویسنده اشاره می­کند، در حالی که دوم شخص به مخاطب خاص یا کل گروه که حداقل شامل یک مخاطب، نه گوینده یا نویسنده، است اشاره می­کند. آن­ها همچنین بین کاربردهای ارجاعی، غیرشخصی و مبهم ضمایر تمایز ایجاد کردند. به این صورت که: «کاربردهای ارجاعی افراد خاصی را مشخص می­کند»، کاربرد غیرشخصیِ یک ضمیر برای هر کس و / یا همه کس به کار برده می­شود» و «کاربرد مبهم برای افراد خاصی به کار برده می­شود که توسط گوینده شناخته شده یا قابل شناسایی نباشد». (کیتاگاوا و لرر ۷۴۲: ۱۹۹۵). سیویرسکا (۹: ۲۰۰۸) از واژه­ی «غیرشخصی» برای آنچه که کیتاگاوا و لرر «خاص» نامیدند و «عمومی» برای آنچه که آن دو «غیرشخصی» توصیف کردند، استفاده می­کند.

بـرای مشخـص کـردن یک فاعل غیرشخصی در زبان مازندرانی ساخـت­هـای متفاوتـی وجود دارد. من در این پژوهش، مطالعه­ام را به ساخت­های غیرشخصی ۳PL و ۲SG محدود نمودم. تمرکز من روی دو گـویـش مازنـدرانـی، ساروی و زیارت بوده است که برای هر کدام آن­ها داده­های مطالعاتی موجود است. هدف من از این تحقیق، نشان دادن این بود که چگونه ساخت­های غیرشخصی ۳PL و ۲SG مانند ساختارهای غیرشخصی در داده­های مطالعاتی­ام عمل می­کنند. موضوع مورد بررسی من این است که چطور و کجا ساخت­های غیرشخصی ۳PL گوینده و مخاطب را شامل می­شود یا دربر نمی­گیرد. به بیان دیگر در این ساخت­ها چارچوب ارجاعی مورد بحث قرار خواهد گرفت و با نتیجه­تگیری­های سیویرسکا مقایسه خواهد شد. هر نمونه جداگانه بررسی می­شود و هدف از این امر پاسخ به این سؤال است که آیا نتیجه­گیری­های سیویرسکا در مورد ویژگی­های ارجاعی ساخت­های ۳PL در پژوهش من نیز قابل اجرا هستند یا خیر و این که چه ویژگی­های ارجاعی می­تواند در ساخت­های ۲SG به کار رود.

 

ساخت­های غیرشخصی سوم شخص جمع

داده­های ما شامل نقل­قول­های زیادی در مورد فرهنگ، رسوم، مراسم­ها به علاوه­ی زندگی روستایی در گذشته و امروز، آشپزی، بافندگی و غیره است. اشاره به این نکته جالب است که زمانی که گویشوران در حال صحبت در مورد زندگی شخصی، اتوبیوگرافی و کودکانِ خود هستند، اغلب سخن خود را با ضمیر اول شخص شروع می­کنند. (یا SG یا PL با توجه به محتوا). اما وقتی که در مورد فرهنگ، رسوم، و مراسم­هایشان، به عنوان مثال تابوهای جامعه، آشپزی، درمان بیماری یا بافندگی و صنایع دستی دیگر، آن­ها با استفاده از ساخت ۳PL از موقعیت فاصله می­گیرند.

Ruznāmenegār     gut-en               dige : مثال ۱

                   دیگه        PST-3PL گفتن         روزنامه­نگار

                   (به اون) روزنامه­نگار می­گفتن دیگه. (ZA)

این جمله را زنی در توصیف حرفه­ی یک شخص روستایی بیان کرد. در این مورد به نظر می­رسد که گوینده خودش را در چارچوب این ساخت قرار نداده است. او با استفاده از ساخت ۳PL نشان می­دهد که این (روزنامه­نگار) واژه­ای نیست که از ابتدا با آن آشنا باشد. احتمالاً دیگران این واژه را بیان می­کردند و او سپس از آن­ها یاد گرفت. حالا، همان­طور که در مصاحبه نشان داده شده، این خانم خودش می­تواند از این واژه استفاده کند. به نظر می­رسد اضافه کردن واژه­ی dige برای نشان دادنِ این است که گوینده فکر می­کند مخاطب با این واژه آشنـایـی دارد و از آن استفـاده می­کند. اگرچه انتظار نمی­رود که مخاطب این مرد خاص را بشناسد، و بنابراین در خارج از چارچوب ارجاعی این مثال ظاهر می­شود.

Vaxtike              ejle = je          dar = vi-yum-en : مثال ۲

PST-3PL آمدن ــ PREV = بیرون      از = حجله      وقتی که

Masan    mard = re    mard    berd-e hammum

حمام PST-3SG آوردن     مرد      ACC = مرد    مثلاً

وقتی که از جمله بیرون می­آورند، میدونی، مرد را مرد به حمام می­پرد.

در این مثال گوینده از رسم معروفی حرف می­زند که خودش در عروسی­اش نیز در آن شرکت داشته است. این­جا علی­رغم این که او بخشی از چارچوب ارجاعی است، با این حال به این رسم با فاصله اشاره می­کند و کماکان از ساخت ۳PL استفاده می­نماید. به این ترتیب او بی­طرفانه­تر در مورد تابویی حرف می­زند که رسوم شب عروسی نامیده شده است. در این مورد مخاطب، یکی فرد خارجی، عضوی از چارچوب ارجاعی نیست.

Un   me-br-e     am = un       Kārxāne     Pāstorize : مثال ۳

پاستوریزه       کارخانه          PRS-3SG  EMPH=DEM بیرون ــ Dem IMP

                                                Me-go-n       čiši                 me-go-n

PRS-3PL ــ گفتن ــ IMP                                   چی    PRS-3PL گفتن ــ IMP

Unjā                 me-br-n                unje                                me-ruš-en

PRS-3PL فروختن ــ IMP             آن­جا           PRS-3PL برون IMP       آن­جا

او (شیر را) به کارخانه می­برد. بهش ­کارخـانـه­ی پـاستوریزه» یا هر چی می­گویند. آن­ها به آن­جا می­برند و می­فروشند. (ZAB)

دو نمونه از کاربرد ۳PL در این مثال وجود دارد. با استفاده از ۳PL در بخش دوم جمله­ی اول، گوینده می­خواهد بگوید که نمی­داند استفاده از واژه­ی Pāstorize صحیح است یا خیر. بنابراین او از مفهوم جدید به سمت یک درجه­ای از اطمینان فاصله می­گیرد، اما در عین حال از واژه نیز استفاده می­کند. بنابراین او خودش را در یک چارچوب ارجاعی از این ساخت ۳PL قرار می­دهد اما در همان لحظه تأکید می­کند که بخش طبیعی این چارچوب نیست. دوباره از مخاطب انتظار می­رود که از واژه­ی Pāstorize استفاده کند، اما در همین لحظه او کاملاً خارج از چارچوب ارجاعی این مثال است. جمله­ی دوم بیان غیرشخصی کاری است که شیرفروشان انجام می­دهند، و چون نه گوینده و نه مخاطب شیرفروش نیستند، آن­ها بخشی از چارچوب ارجاعی این جمله قرار نمی­گیرند.

yek           seri =  re       zamin                         e-dā-n           a   : مثال ۴

از         PST-3PL دادن ــ PREV  زمین       DAT = گروه         یک    

                                  Jangal                  ke         birun     ārd-en

                        PST-3PL آوردن   بیرون        CLM               جنگل

وقتی چوپانان به بیرون جنگل برده شدند، به گروهی از آن­ها زمین دادند.

در این مثال گوینده برای اشاره به دولت از ساخت ۳PL استفاده کرده است. که نه خود او و نه مخاطب بخشی از آن نیستند.

Gut-en            bit         ādem      me-xā                          inja : مثال ۵

این­جا     PRS ـ خواستن ـ IMP      شخص          بیت            PST-3PL. گفتن

Da-ba                            hār-š-en                      ke               in         ārus

عروس   DEM       PRS-3PL   CLM نگاه کردن PREV   PRS-3SG بودن ـ PREV

Če        kār       hā-kerd-e                    čiši     ābe-e                                  

PST-3SG= cop.PRS.3SG شدن   چه PST-3SG انجام دادن PREV   کار     چه

مردم می­گفتند که بیست نفر باید آن­جا باشند و ببینند که عروس چه کار کرده و چه اتفاقی افتاده است.

در این مثال گوینده از رسمی که در گذشته در روستا وجود داشت صحبت می­کند. مردم می­گفتند که بیست نفر از بستگان عروس باید شب عروسی و هر چـه که آن شب در خانه­ی داماد اتفاق می­افتاد را نظارت کنند. به نظر می­رسد که گوینده قصد دارد یک فاصله­ی زمانی و ذهنی در این رسم قدیمی ایجاد کند، یا احتمالاً می­خواهد با این ساخت غیرشخصی از یک تابو سخن بگوید. احساس می­شود که او می­خواهد خودش را یک نوعی از آنچه که خودش گفته مستثنی کند. مخاطب یک شخص خارجی است که به چارچوب ارجاعی این ساخت غیرشخصی تعلق ندارد.

Doxtar-ā=e       de       hame=re          davit                me-kon-en : مثال ۶

PRS-3PL. کردن IMP     دعوت             ACC = همه   روستا     PL=EZ  دختر

همه­ی دخترها دعوت هستند (ZR)

گوینده از رسمی در روستا صحبت می­کند که خودش نیز بخشی از آن است، او اخیراً مراسم عروسی را ترتیب داده و تمام دختران روستا را دعوت کرده و بنابراین او را باید به بانوان بخشی از چارچوب ارجاعی در این مثال در نظر گرفت. احتمالاً او از ساخت ۳PL استفاده کرده است تا نشان دهد نه تنها این کاری­ست که او انجام داده، بلکه این رسم مهمی است که همه آن را انجام می­دهند. مخاطب خارج از چارچوب ارجاعی این مثال است.

Dige     da-ne-m-gerd-ān-en                                       ba-ver-en : مثال ۷

PRS-3PL بردن ـ PREV    PRS-CAUS-3PL برگرداندن ــ PREV-NEG-IMP دیگه

                                                       Piyar = eš                                  xāne

                                                         خانه                             PC.3SG = پدر

دیگر او را به خانه­ی پدرش برنمی­گردانند (ZR)

Ārus = e                me-br-en                         hammum : مثال ۸

حمام                      .PRS-3PL  بردن ــ IMP                  ACC = عروس

عروس را به حمام می­برند (ZN)

In                jur                rasm-ā               dāšt-an : مثال ۹

PST-3PL. داشتن                     PL. رسم           جور         این

از این­جور رسم­ها داشتند (ZN)

Nardebān=e         m-ešt-en           inje            ābkaš-ā: مثال ۱۰

PL ـ آبکش             این­جا     PST-3PL. گذاشتن ـ IMP        ACC = نردبان

De-m-čind-an=o                 berenj-ā=re                            de-m-rit-en

PST-3PL ریختن PREV-IMP     PL=ACC. برنج           و = PST-3PL. چیدن PREV-IMP

                Del=eš                dige               un          vax         de-m-rit-en

PST-3PL ریختن PREV-IMP وقت       DEM           دیگر        PC-3SG درون

Del=e                 deq

                                                                                    دیگ        EZ= درون

یک نردبان این­جا می­گذاشتند، آب­کش­ها را می­چیدند و برنج را داخلش می­ریختند دیگه. بعد (آن را، در واقع برنج را) داخل دیگ می­ریختند (ZN)

دوباره در این مثال­ها، گوینده­ها از ساخت ۳PL استفاده می­کنند تا رسوماتی از عروسی را توصیف کنند که همه­ی روستاییان و خودشان نیز در آن شرکت داشتند. دو نمونه از این مثال­ها در زمان گذشته هستند (مثال ۹ و ۱۰) که بنابراین می­تواند از لحظه­ی صحبت در زمان فاصله­ای وجود داشته باشد. اما دو مورد در زمان حال می­باشد (مثال ۷ و ۸) که هیچ فاصله­ی زمانی را نشان نمی­دهد. در واقع حتی اگر جمله­ای که در مورد پخت برنج است در زمان گذشته باشد، مخاطب در طول سفرش مشاهده کرده است که امروزه هنوز برنج به همان شیوه­ی گذشته پخت می­شود. باز هم مخاطب خارج از جامعه­ی زبانی است و بنابراین بخشی از چارچوب ارجاعی نیست.

Gān-nere                         mardi                            ba-merd-e : مثال ۱۱

PST-3PL. مردن ــ PREV        مرد                      say. PRS-3PL

می­گویند که مرد مرده است (S)

شخصی که این جمله را می­گوید، برای این که نشان دهد اطلاعات دست اول در مورد مرگ ندارد، از ساخت ۳PL استفاده می­کند. او این خبر را از کس دیگر شنیده است، بنابراین او بخشی از چارچوب ارجاعی این ساخت ۳PL نیست. بسته به بافت جمله، گوینده ممکن است بداند یا نداند که آیا مخاطب اطلاعات دست اول دارد، اما این احتمال نمی­تواند در نظر گرفته نشود.

dar-e                    da-vend                 mere                vind-ene : مثال ۱۲

PRS-3PL. دیدن      ACC. من         PREV-close.PRS        ACC. در

در را ببند، مرا می­بیننند (می­توانند ببینند) (S)

در این مثال گوینده و مخاطب از گفتمان خارج هستند. هر دوی آن­ها یکدیگر را می­بینند، اما این که آن دو یکدیگر را می­بینند مرتبط با بافت جمله نیست. ساخت ۳PL در این­جا به افراد دیگری اشاره می­کند که به نظر نمی­رسد بتوانند گوینده را ببینند.

 

ساخت غیرشخصی دوم شخص جمع:

در این بخش مثال­های ساخت غیرشخصی ۲SG مورد بحث قرار خواهد گرفت

e     har         liāz-I                  ba-gu-i            bā           mard-ā : مثال ۱۳

PL. شوهر         با      PRS-2SG. گفتن ـ PREV IND ــ لحاظ  هر    از

Sāzeš             dāšt-en

PST-3PL. داشتن       سازگاری

از هر لحاظ که فکرش را بکنی با شوهرانشان همکاری (سازگاری) داشتند. (ZR)

در این مثال چارچوب ارجاعی فعل bagui «گفتن SG. تو» بسیار گسترده است و هر مرجمع ممکن از جمله گوینده و شنونده را شامل می­شود. این­جا مخاطب به طور خاص در مرکز توجه قرار دارد.

Ba-gu-I                   sevā                                    hā-kārd-bu-n : مثال ۱۴

PST=COP.PRS-3PL کردن ـ PREV     جدا     PRS.2SG گفتن ـ PREV

Ārus                    ba-še=bu                                           xāne        dige

دیگه        خانه                               PST=COP.PR.3SG رفتنـ PREV    عروس

Ne-m-bie

PST. 3SG. شدن ــ NEG-IMP

اگر فکر می­کنی (می­گویی) که عروس جدید مستقل می­شد (و) و به جای دیگری (برای زندگی) می­رفت، هرگز همچنین اتفاقی نمی­افتاد (ZN)

مانند مثال قبل، چارچوب ارجاعی فعل bagui «گفتن. SG. تو» بسیار گسترده است و هر مرجع ممکن را چون گوینده و مخاطب، البته با تمرکز ویژه­ای بر مخاطب، شامل می­شود. باید به ساخت­های غیرشخصی دیگر در ساخت ۳PL این جمله توجه داشت. این ساخت­های غیرشخصی به گروه خاص­تری از مردم، یعنی عده­ای که در زمان­های گذشته در روستا زندگی می­کردند، اشاره می­کند.

Unmal     inje-jem           xāss-e                piyāde           vate-re  : مثال ۱۵                   

ACC = بچه          پیاده        PST-3SG. خواستن        از = این­جا              بعد

Kul             ha-yr-I                           be-r-I                                     šar

شهر     PRS-2SG. رفتن ــ PREV      PRS-2SG. گرفتن ــ PREV       کول

بعد، از این­جا، مجبور بودی، بچه را بگیری و پیاده به شهر ببری. (ZA)

این جمله به دشواری عبور و مرور در گذشته و مشکلاتی که والدین، از جمله خودِ گوینده، برای بردن کودک به دکتر در شهر داشتند اشاره می­کند. بنابراین این­جا ویژگی­های ارجاعی ۲SG گوینده را شامل می­شود، اما چون مخـاطـب خارج از جامعه­ی زبانی است، این موقعیت در مورد او اعمال نمی­شود.

Xā           sax          be                      ādem=e                  dige : مثال ۱۶

دیگر           DAT= آدم            PST-3SG بودن      سخت         خب

Masan            berd-I             šar              yārd-I                

PST-2SG. آوردن                شهر        PST-2SG. بردن       مثلاً

برای مردم سخت بود دیگر، (بچه را) به شهر می­بردی (و) می­آوردی. (ZA)

در جمله­ی اول اسم ādem «آدم» در ساخت غیرشخصی به کار گرفته شده است. در جمله­ی دوم ۲SG استفاده شده که مانند مثال قبل به هر کسی که کودک مریض داشت از جمله خودِ گوینده ــ به جز مخاطب ــ اشاره می­کند. (مثال بالا را مشاهده کنید)

Alān               kār          ne-dār-e                     tere           alān : مثال ۱۷

الان      ۲SG.DAT تو      PRS.3SG    نداشتن ــ UEG    کار      الان

mi-ā              māšin                     pall=et=ben            me-hel-i

PRS-2SG گذاشتن IMP زیر =- PC-2SG = پله  ماشین  PRS.3SG. آمدن ـ IMP

الان برای شما آسان است، ماشین تا زیر پله­تان می­آید. (بچه را داخل ماشین) می­گذارید و می­روید (ZA)

این مثال مانند مثال­های قبلی در بافت مشابه بیان شده است و ساخت غیرشخصی به طور حتم گوینده و هر کس دیگری که نیاز داشت شخصی را از روستا به شهر ببرد، در بر می­گیرد. باز هم به دلیل این که مخاطب در روستا زندگی نمی­کند، به نوعی از کل گفتمان خارج شده است.

Masan                xās-e                     sāat=e                    yāzda : مثال ۱۸

یازده                 EZ = ساعت                PST-3SG. باید           مثلاً

Be-r-I                                             gwergān                    

                       گرگان                          PRS.2SG. رفتن ــ PREV

مثلاً، باید ساعت ۱۱ می­رفتی گرگان (ZA)

مانند مثال­های قبل بافت مشابه است و باز هم گوینده (نه مخاطب) بخمشی از چارچوب ارجاعی این ساخت به شمار می­آید.

Are       ande           unvax            āzād           bi-ye          xu=re : مثال ۱۹

ACC= گراز PST-3SG. بودن  آزاد         آن وقت          آن­قدر          بله

Ba-di=bu-I                                                  palang-re                      

                      ACC = پلنگ               PST=COP. PRS-2SG. دیدن ــ PREV

Ba-di=bu-I                          esā             koje                              m-ell-an

PRS-3PL. اجازه دادن ــ IMP     کجا            حالا  PST=COP.PRS-2SG دیدن ــ PREV

Mohitezist         age         tefang=et         sedā                         ba-kord-e

PST.3SG. کردن ـ PREV      صدا    PC.2SG = تفنگ      اگر        محیط زیست

m-iā-d                                                                  denbāl=et              

            PC.2SG= دنبال                                              PRS=3PG. آمدن IMP

بله، آن وقت­ها خیلی آزاد بود. اگر یک گراز را می­دیدی، اگر یک پلنگ را می­دیدی[۱۰]… . حالا آن­ها اجازه نمی­دهند. اگر تفنگت صدایی بدهد، (نماینده­ی) محیط­زیست دنبالت می­آید. (ZN)

در این مثال گویشور، در مورد وضعیتی که در گذشته بوده و اکنون تغییر کرده، و برای همه روستاییان از جمله خودِ گوینده اتفاق افتاده و می­افتد. از فرم ۲SG استفاده می­کند. چون در ادامه­ی متن او می­گوید که به حیوانات زیادی شلیک کرده است. فرم mellan «اجازه می­دهند» گوینده را در بر نمی­گیرد، چون به عملی اشاره می­کند (ممنوع کردن شکار) که گوینده نقشی در آن ندارد. مخاطب، همان­گونه که قبلاً اشاره شد، خارجی است.

Māye                  bas-ze-ni           lur                                     dāšt-e-bu : مثال ۲۰

PST-PP=COP.PRS. 3SG. داشتن نوعی پنیر  PRS-2SG. زدن ــ PREV مایه خمیر

اگر مایه خمیر بزنی، می­توانی لور (یک نوع پنیر) بگیری. (ZAB)

در این جمله گویشور چگونگی تولید پنیر را توصیف می­کند. علی­رغم این حقیقت که این یک روش محلی برای تولید پنیر در این روستای به­خصوص است، ساخت ۲SG به هر کسی که می­خواهد پنیر درست کند اشاره می­کند. هر کسی، اهل این روستا، یا خارج از روستا که دوست داشته باشد پنیر درست کند، می­تواند از این روش استفاده کند. بنابراین این ساخت که گوینده را به طور حتم در بر دارد، می­تواند مخاطب را نیز شامل شود.

Čiz=e         garm             ke                     bo-xor-I           sargijā: مثال ۲۱

سرگیجه     PRS-2SG خوردن. PREV   CLM       گرم             EZ = چیز

Me-ger-i

PRS-2SG. گرفتن ــ IMP

اگر چیز گرم بخوری، سرگیجه می­گیری. (ZA)

دوباره، این عبارت با ساخت غیرشخصی ۲SG بدون محدودیت به کار گرفته شده است و گوینده و مخاطب را شامل می­شود.

Peyyambar             nemāz               va-xez-I          namāz=et=e : مثال ۲۲

Pc. 2SG=ACC = نماز   PRS-2SG. برخاستن ـ PREV    نماز     پیامبر

Be-xān            age          vače=t             yakvax             mariz 

مریض            یک وقت          PC. 2SG = بچه   اگر      PRS. خواندن = PREV

Be            hanu         tārik                 be                            xās-e

PRS-3SG باید          PST. 3SG. بودن     تاریک          هنوز    PST-3SG. بودن

Be-r-I                           maslan

مثلاً   PRS-2SG. رفتن ــ PREV

(باید) برای نماز بلند می­شدی، نماز می­خواندی، اگر بچه­ات مریض بود، (و) هنوز تاریک بود، (هنوز) باید می­رفتی.

در این مثال ساخت ۲SG محدودتر است و فقط گوینده را (نه مخاطب که خارجی است) شامل می­شود. این ساخت به مفهوم خاصی در گذشته نیز اطلاق می­شود.

Ha        yaxte           ke           yām-I         hanta                       bi: مثال ۲۳

PST.2SG بودن     همچون  PST-2SG. آمدن   CLM      وقتی            بله

Ke     kutte=o        dge            va=tette    dige   helāk=e      zār

زار     و = هلاک     دیگر     گرمPREV –       دیگر      و = خسته       CLM

            Bi                            dige

دیگر                   PST-2SG. بودن

وقتی که برمی­گشتی، خسته و گرمازده و هلاک (مُرده) و زار بودی. (ZA)

دوباره ساخمت ۲SG محدودتر است و فقط گوینده، و نه مخاطب خارجی را شامل می­شود. این ساخت به یک مفهوم خاص در زمان گذشته اطلاق می­شود که به دلیل ارتباط خاصی است که خودِ گوینده این وضعیت را تجربه کرده است.

 

نتیجه­گیری

هدف این مقاله نشان دادن چگونگی کاربرد ساخت­های ۳PL و ۲SG در ساخـت­های غیرشخصی در دو گویشِ زبان مازندرانی: ساروی و زیارت می­باشد.

در بیشتر جملاتی که با ساخت ۳PL هستند، فعل­ها متعددی­اند، اما افعال لازم نیز مشاهده می­شوند. گاهی اوقات ساخت­های غیرشخصی ۳PL در زمان گذشته هستند که از لحظه­ی گفتار فاصله­ی زمانی وجود دارد. اما برخمی از مثال­ها در زمان حال هستند، به این معنی که هیچ فاصله­ی زمانی وجود ندارد. در اکثر مثال­ها، به دلیل موقعیتی که در آن داده­ها جمع­آوری شده­اند، مخاطب در نظر گرفته نشده است. مخاطب اهلِ روستا نیست و بنابراین نمی­تواند بخشی از زمینه­ی فرهنگی این متن قوم­نگاری قرار گیرد. در مثال ۱۱ مخاطب می­تواند بخشی از چارچوب ارجاعی باشد. از طرف دیگر، معمولاً گوینده بخشی از چارچوب ارجاعی ساخمت ۳PL است که این موضوع برخلاف نتیجه­گیری سیویرسکا  (۲۳: ۲۰۰۸) می­باشد، اگرچه در برخمی نمونه­ها واضح است که گوینده قصد دارد بین خودش و کنش فعلی فاصله­ی ذهنی ایجاد کند. (مثال ۱ و ۳) این ساخت هنگام صحبت از یک تابو نیز استفاده می­شود، در واقع هنگامی که گوینده از این که با کنش فعلی تابو را مشخص کند خجالت می­کند و با استفاده از این ساخت قصد دارد از این خجالت جلوگیری کند. در مثال­های دیگر ساخت ۳PL عمومیت و اهمیت بیشتری نسبت به کنش فعلی پیدا می­کند (مثال­های ۶ تا ۱۰). مثال ۴ در این که گوینده و مخاطب را از گروه کنش­گرهای احتمالی مستثنی می­کند کاملاً برجسته است. ساخت ۲SG مانند ساخت ۳PL برای صحبت از رسومات این روستای خاص در زمان گذشته (مثال­های ۲۳، ۱۹، ۱۸، ۱۵) و یا زمان حال (مثال­های ۲۲، ۱۷، ۱۶) استفاده می­شود. بنابراین مخاطب از چارچوب ارجاعی در این مورد خاص، نه همه­ی موردها، مستثنی است. این چارچوب همچنین برای در بر گرفتن هم وینده و هم مخاطب به عنوان کنش­گر احتمالی استفاده می­شود. (مثال­های ۲۱، ۲۰، ۱۴، ۱۳). بنابراین آنچه کیتاگاوا و لرر (۷۴۰: ۱۹۹۰ به نقل از هادلستون ۲۸۸: ۱۹۹۸) ادعا کردند که «دوم شخص به مخاطب یا گروهی که حداقل یک مخاطب را شامل می­شود (نه گوینده یا نویسنده) اشاره دارد» در مورد ساخت­های غیرشخصی به کار گرفته نمی­شود.

بنابراین روشن است که ساخت ۳PL نسبت ۲SG از خاصیت دربرگیرندگی کمتری برخوردار است. اگر گوینده بخواهد یک تعبیر انحصاری نشان بدهد (ــ گوینده، ــ مخاطب) تنها ساخت ممکن، ساخت ۳PL است و اگر گوینده بخواهد روی تعبیر دربرگیرندگی (+ گوینده، + مخاطب) تمرکز کند، تنها ساخت ممکن ۲SG می­باشد. اما در جایی که همه­ی ساخت­ها می­توانند وجود داشته باشند، یک ناحیه­ی خاکستری هم وجود دارد. این نتیجه­گیری بسیار نزدیک به نتیجه­گیری «جهانی» برای زبان بلوچی اسـت و روشـن می­سازد که توصیفات کافیِ ساخت­های غیرشخمصی در بسیاری از زبان­ها به راستی نیاز دارند تا تحلیل زبان­شناسی عمومی را از این ساخت­ها، از دیدگاه گونه­شناختی تصحیح کنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست علائم اختصاری

ــــ

=

۱

۲

۳

ACC

CLM

COP

DEM

DAT

DEF

EMPH

EZ

IND

IMP

NEG

NP

PC

PL

PP

PREV

PRS

PST

SG

جداکننده­ی واژه

جداکننده­ی واژه­بست

اول شخص

دوم شخص

سوم شخص

حالت مفعولی

نشانه­ی پیوند جمله­واره

ربطی

اشاره­ای

مفعول غیرمستقیم

معلوم

حرف تأکید

اضافه

نامعین / نکره

وجه ناقص

منفی

اسم خاص

واژه­بست شخصی

جمع

قسمت سوم فعل

پیشوند فعل

حال

گذشته

مفرد

  

 


۱٫ Uppsala University

۲٫ Kitagawa

۳٫ Blenvis

۴٫ Siewierka

[۵]. داده­های متنی از دو پروژه­ای که من و کارینا جهانی با یکدیگر کار کرده بودیم، به دست آمده­امد. یکی از این پژوهش­ها در مورد زبان مازندرانی، گویش ساروی (این­جا به اختصار s نوشته شده است) بوده و پروژه­ای که توسط Hans Ruating Endangered language project حمایت می­شد با همکاری دکتر حسین بارانی از دانشگاه گرگان، روی زبان مازندرانیِ گویشوران گالشِ زیارت، یک روستا در جنوبِ گرگان (این­جا به اختصار z نوشته شده است) انجام شد. بعد از z، برای اشاره به نام­های گویندگانم از حروف استفاده کردم.

[۶] . برای ساخت غیرشخصی در زبان بلوچی، رک. جهانی (در جلد حاضر)

[۷] . این که مقاله­ی بلنویس ارتباط مستقیمی به مقاله­ی من ندارد، سخن شایسته­ای نیست. توصیفات او در مورد تفاوت­های بین ساخت­های مجهول و غیرشخصی به­خصوص در صفحات ۴۸۷ ــ ۴۸۶، ۴۰۹، ۵۰۸ ــ ۵۰۷، که ساخت­های غیرشخصی را توصیف می­کند و بیان می­کند که چه تفاوتی با ساخت­های مجهول دارند، هنگام نوشتن این مقاله بسیاری از مسائل را برای من روشن ساخت.

[۸] . Lehrer

[۹] . Huddleston

[۱۰] . گویشور جمله­ی خود را تمام نکرده است، اما از آن­جا که امروزه سازمان محیط­زیست اجازه تیراندازی به حیوانات را به آن­ها نمی­دهد، پس منظور او این است که در گذشته روستاییان برای تیراندازی به حیوانات آزاد بودند.

* میترا امیری، لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی، دانشجوی کارشناسی ارشد زبان شناسی همگانی دانشگاه الزهرا تهران.

برای دانلود مقاله زبان اصلی، اینجا کلیک کنید.

برای دانلود ترجمه، اینجا کلیک کنید.

یک یادداشت در مورد این نوشته
نظر شما چیست؟
  1. به نام خدا
    سلام. خانم امیری در صورت امکان بفرمایید درباره زبان مازندرانی پژوهشی انجام داده اید که استفاده کنیم؟

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

اگر اندازه‌ی نوشته‌ها برای شما کوچک می‌باشد، می‌توانید با فشردن هم‌زمان کلیدهای Ctrl و + اندازه‌ی نوشته را افزایش دهید.

بامداد ما © 2017 تمام حقوق محفوظ است.