چرا نمی‌نویسم؟ – نمی‌خوانم!

چرا نمی‌نویسم؟ – نمی‌خوانم!

نفیسه نواب پور

شاید مهمترین دلیلِ یک فرد برای ننوشتن، نخواندن باشد. پیشتر نوشته بودم که حجم زیاد مطالب – بخصوص روی اینترنت – بسیاری از آن ها را از زیر نظر رد می کند. بعلاوه، تند خواندن و تند گذشتن از مطالب، عادتِ بدِ کم‌توجهی را باعث می‌شود. مطلب اگر کوتاه باشد، همان وقت خوانده می‌شود. اما چقدر در ذهن می‌ماند؟ قاطی شدن کلمات و حرف‌ها و نکته‌ها و موضوعات مختلف منجر می شود به کم توجهی و از دست دادنِ تمرکز. بیشتر دوستانی که به سوالات «چرا نمی‌خوانم» جواب داده‌اند، گفته‌اند که اگر مطلب طولانی باشد، می‌گذارند برای بعد. از مطالبی که می‌ماند برای بعد، چقدرش واقعن خوانده می‌شود؟ مطلبی که یک هفته قبل لازم بود خوانده شود، آیا هنوز ارزش خواندن را دارد؟ بسیاری از مطالب ظرف چند روز از رونق می افتند. شاید لازم باشد اولویت‌هایمان را تغییر بدهیم. مثلن، برای خبرها – در مقایسه با مقاله ها – ارجحیت قائل شویم. یک یادداشت، سریعتر از یک مقاله و یک مقاله، سریعتر از یک کتاب خوانده می‌شود. از میان کتاب‌ها، مقالات و یادداشت‌ها، آنهایی که متن ساده‌تر و روان‌تری داشته باشند ساده‌تر خوانده می‌شوند.
شاید بشود مطالب نوشته شده را به چند گروه ساده تقسیم کرد: نوشته‌های تنها، نوشته‌های گذرا، نوشته‌های رشد کننده.
نوشته‌های تنها آنهایی هستند که نوشته می‌شوند. خوانده می‌شوند. ممکن است کسی برایشان یادداشت بنویسد یا نه. ولی هستند. همیشه هستند و همیشه ارزش خوانده شدن دارند.
نوشته‌های گذرا آنهایی هستند که نوشته می‌شوند. میان دوستان هیاهو به پا می‌کنند. به اصطلاح کلی کامنت می‌گیرند. بعد دیگر ارزش خوانده شدن ندارند. منقضی می‌شوند.
نوشته‌های رشد کننده آنهایی هستند که متعاقبشان، یادداشت‌هایی با ارزش‌ نوشته می شوند. در واقع، هم خود مطلب ارزش خوانده شدن دارد و هم نظرهای موافق و مخالفش. اینکه چه مدت از نوشتنش گذشته باشد، اهمیت ندارد. متنی تکثیر شده است و باید مدام به آن برگشت و نوزادان تازه‌اش را خواند. می‌شود در فضای جاری‌اش زنده بود و زندگی کرد.
با چنین تقسیم بندی شاید بشود گفت که نوشته‌های گذرا شانس بهتری برای ارزشیابی دارند. هرچه بحث مفصل‌تر بشود پیرامونش، موفق‌تر است. اما چنین نوشته‌ای واقعن ارزشمند است؟ وقت بیشتر ما شاید صرف به دام افتادن در چنین نوشته‌هایی می‌شود. چرا؟ چون مجبور نیستیم متن نوشته شده را با دقت بخوانیم. مجبور نیستیم برای فهمیدنِ منظور نویسنده یا نویسنده‌ها زیاد وقت صرف کنیم. مجبور نیستیم اصلن بخوانیمشان. همین که سرکی بکشیم و یا یک احوالپرسی ساده بکنیم، به موفقیت متن کمک کرده‌ایم. اما یک متن رشد کننده را نمی‌شود بی حوصله و بی دقت خواند. نمی‌شود متن را نفهمید. نمی‌شود یادداشت‌هایش را مرور نکرد. حالا اگر کار را به تعویق بیندازیم، چه می شود؟ اگر بگوییم حالا نه، باشد برای بعد. باشد برای بعد. باشد برای بعد، به کجا می رسیم؟ به ناکجا آباد؟ اینطوری ست که گاه کل نوشته – همراه با یادداشت‌های باارزشش – نا خوانده می ماند.

 

یک یادداشت در مورد این نوشته
نظر شما چیست؟
  1. سلام نفیسه جان . من مریم هستم . همکلاسی دانشگاه مشهد .

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

اگر اندازه‌ی نوشته‌ها برای شما کوچک می‌باشد، می‌توانید با فشردن هم‌زمان کلیدهای Ctrl و + اندازه‌ی نوشته را افزایش دهید.

بامداد ما © 2017 تمام حقوق محفوظ است.