تراکنش با موفقیت انجام شد

تراکنش با موفقیت انجام شد

 نوشته‌ی ع.پاشایی

اواسط دهه‌ی پنجاه بود. غروبی با دوستم اسماعیل شاعر در یکی از کافه‌قنادی‌های روبه روی دانشگاه تهران قرار داشتم. داشتم فنجان شیرکاکائویم را هم می‌زدم که اسماعیل آمد همراه با آقایی که ده سالی از ما بزرگتر بود. نشستیم به گپ و گفت و حرف گل انداخت. اسماعیل درآمد که دکترــــ یعنی همان آقای محترم ـــــ کلمه‌ی «ترابری» را برای «حمل و نقل» ساخته‌اند. آن روزها این کلمه، که خداییش هیچ عیب و ایرادی نداشت، شده بود دستمایه‌ی دست انداختن سازنده و به کاربرنده‌اش. ایشان توضیح دادند که «ترابری» را به قیاس transportation ساخته‌اند. تراـ برای ـtrans و «بری» برای   portation. با توضیح این نکته که پیشاوند «ترانس» لاتینی همان «ترا»ی فارسی است، و یک مثال هم آوردند که «تراویدن» بود. گفتم در زبان‌های دیگر ایرانی هم سراغ دارید؟ گفتند چیزی نمی دانم. من گفتم در گلکی / مازندرانی من یکی بلدم: تراکنش terakonesh. به دردی گفته می‌شود که از نقطه‌ی اصلی درد، یا در طول آن عضو یا دور و بر آن، یا از طریق آن پخش می‌شود یا به طور متناوب ادامه دارد. کنش، این جا یعنی درد یا زَنشی که در یک نقطه متوقف نمانده. با «تیر کشیدن» و «زِلِه زدن» هم فرق دارد (حتمن یکی از دکترهای عضو گروه «اندیشه پروران» توضیح ناقص مرا اصلاح خواهند کرد). امیدوارم اهالی زبان‌های دیگر، خصوصن گیلکی، به ما بگویند «تراکنش» دارند یا نه. در فرهنگ انگلیسی وبستر، در توضیح trans به صورتهای دیگرش ، ter  وtra_ ، هم اشاره شده است به معنی از روی، به آن طرف، از طریق، از این سر به آن سر.

ماجرا یادم رفته بود. هرچند با بالا رفتن سن تراکنش من هم روز به روز بیشتر می‌شد. یکی دو سال پیش بود که صاحب کارت بانکی شدم. اولین خریدی که با کارت کردم  از یک دواخانه بود. فروشنده رسیدی به دستم داد که رویش نوشته شده بود «تراکنش با موفقیت انجام شد» یا یه همچه چیزی. مهم برایم اون «تراکنش»اش بود. اول خیال کردم طرف گلک زبان است و دارد با من شوخی می کند. دیدم نه بابا، قضیه جدی است. وقتی به پولش نگاه کردم تراکنشش را حس کردم. دوایی را که قبلن می خریدم نوزده هزار تومن حالا شده بود هفتاد هزار تومن ــــ و این روزها هم نود و سه هزار تومن. اولین بار بود که معنی «تراکنش» را با تمام وجودم حس می کردم. شیرپاک خورده ها گویا برای transaction، به قیاس «ترابری»، تراکنش را ساخته بودند که دست و دل ما را به «تراکنش» بیاندازند.

شما چه کلمه‌هایی با پیشاوند «تراـ» در گلکی بلدید؟ برای ما بنویسید.

12 total comments on this post

نظر شما چیست؟
  1. البته در خانواده‌ی ما این واژه را به صورت ترکانش (terkaanesh) به کار می‌برند. همین باعث شد تا جست‌جویی در وب درمورد این کلمه بکنم. بعد متوجه شدم که این واژه در شهرهای مختلف مازندران به شکل‌های مختلفی به کار می‌رود. دوستان برای مشاهده‌ی تلفظ‌های مختلف این کلمه می‌توانید به پیوند زیر مراجعه کنید:
    فرهنگ لغت مازندرانی

  2. خیلی جالب بود برام!!!من این کلمه رو از مادر بزرگم می شنیدم که می گفت ((وچه مه لینگ تراکنش کنده )) منم واسش پاهاشو با دستام ماساژ می دادم .. خدا رحمتش کنه..هر وقت که این لغت رو می شنیدم و واسه خودم تکرار می کردم فکر می کردم چقدر خارجیه این کلمه!
    مادر بزرگ من می گفت terakenesh . هر ده و منطقه ای یک تلفظ متفاوتی داره ظاهرا”.

  3. سلام.

    «ترا» رو نشنیدم (میگردم شاید شنیدم)

    اما کنش (Konөš) رو شنیدم و به معنای تلاش و کوشش به کار می برن (در شرق گیلان)

  4. تراکنش رو از مادرم پرسیدم، میگه terakenesh یعنی درد استخوان یا مفصل

  5. چِکِلی جان خسته نباشید ، مطالب شما رو می خونم خستگی از تنم میریزه.
    ما میگیم تِرکُنش ( terkonesh ) ، از اونجایی که مام بزرگ من خیلی خستست حتی حال نداره بامشی رو کامل تلفظ کنه میگه بامش ، احتمال میدم اصلی همون تِرا باشه

  6. در برخی نقاط شرق گیلان کاربرد دارد

  7. جناب پاشایی عزیز
    ترا در ترابری و کلمات مشابه دیگر به قیاس با trans ساخته نشده بلکه معادل فارسی این کلمه است و در فارسی باستان به عنوان یک پیشوند فعلی وجود داشته به شکل tar به معنی عبور و گذر یا حرکت… منتهی این کلمه به عنوان یک عنصر زایا در زبان فارسی نو در دوره ای از بین رفته بود و تنها به شکلی رسوبی در برخی کلمات مثل همان تراویدن باقی مانده بود. بعدها برای ساختن معادل فارسی کلمات انگلیسی دوباره این کلمه شکل زایا به خود گرفت و وارد چرخه زبان امروز شد.

  8. ناهید خانم. ممنون از توضیحت. اما من کجا گفتم «ترا» را به قیاس ترانس ساختند؟ مثال گلکی / مازندرانی من کافی نبود که قدمت این کلمه را برساند؟ فرمودید «شکل زایا به خود گرفت» حتمن یک گیس گلابتون یا یک کاکل زری تو راهه. مبارک باشد. ضمناً خوانش پله پله ی سطرهای شعر چی شد؟ هنوز شکل زایا به خودش نگرفته؟

  9. جناب پاشایی
    شما فرمودید ترابری به قیاس با transportation ساخته شده من از رو همین حرف عرض کردم… اون زایایی هم که گفتم اصطلاحی است برای کلماتی که بسامد ساختواژی شون بالاست و کاربری زیادی دارن و این دقیقا عکس اصطلاح رسوبیه… ماجرای خوانش هم والله ما دیدیم هیچکی فعال نیست افت روحیه پیدا کردیم !!! 🙁
    اما ما هستیم همچنان فقط مشغولیتها زیاد شده

  10. ناهید خانم. ۱٫ مگر ترابری به قیاس ترانپورتیشن ساخته نشد؟ در نوشته های قبلی من آمده بود که سازنده ی کلمه ی ترابری، به اقرار خودش، آن را به قیاس ترانسپورتیشن ساخته است.
    ۲٫ از قدیم بیخود نگفته اند که: استاد و معلم که بود بی آزار / خرسک بازند کودکان در بازار. کلاس مفت همینه. گویا تا پای پول و نمره در میان نباشد وضع همینه. اما از شوخی گذشته. شروع کنید به سطر به سطر، یا به اصطلاح من پله به پله ،خوندن. دیگران حتمن با ما همراه خواهند شد. از سطر اول شروع کن.

  11. جناب پاشایی مرسی از شما. در مورد خوانش چشم من به زودی سعی می کنم شروع کنم تا ان شاا… دوستان هم بیان…
    من فکر می کنم در مورد تعریف قیاس به اختلاف برخوردیم. آخه منم اول فکر می کردم به قیاس ساخته شده اما وقتی شک کردم و از استادم پرسیدم متوجه شدم نه!
    حتمن میدونید که تو اصطلاح علمی قیاس یعنی اینکه صورتهای زبانی ای که به هم شباهت دارند با یکدیگر همگون می شوند یعنی یه صورت به عنوان صورت اصلی یا الگو قرار مییره و صورتهای دیگه بعنوان صورتهای قیاسی در جهت یکپارچه شدن با اون الگو تغییر پیدا می کنند. مثلا فعل «شنید» رو در نظر بگیرید. این فعل در اصل «شنود» باید میشد که به قیاس با الگوهایی چون «برید» تبدیل شده به شنید به عنوان یک فعل ماضی. اون شنود هم به عنوان صورت اصلی شنید دیگه نقش فعلی نداره بلکه بیشتر به عنوان اسم بکار میره (هرچند در گذشته بوده) حالا این ترابری در اصل معادل فارسی کلمهtransportation هست نه صورت قیاسی اون باتوجه به تعریف بالا… معادل و قیاس رو نباید با هم یکی گرفت. حالا اون استادی که این کلمه رو ساخته و گفته به قیاس بوده نمیدونم منظورش از قیاس دقیقا چیه؟! اصلا چه لزومی داره که ما transportation رو الگوی قیاس قرار بدیم؟ که فارسی رو با انگلیسی یکپارچه کنیم؟ چون هدف از قیاس در اصل یکپارچه کردن زبانه… حالا ممکنه الگوی قیاس اصلا transportation نباشه یه کلمه موجود تو فارسی باشه، نمیدونم!

  12. ناهید خانم. فکر میکنم عبارت «به قیاس» که من به کاربردم شما را به بیراهه برد. شما نوشتید «من فکر می کنم در مورد تعریف قیاس به اختلاف برخوردیم. آخه منم اول فکر می کردم به قیاس ساخته شده اما وقتی شک کردم و از استادم پرسیدم متوجه شدم نه!» «چیزی را به قیاس چیز دیگری ساختن» یعنی با مقایسه ی این دو و یا یکی را از روی آن دیگری ساختن, قیاسا (قیاسن). قیاس، در ترکیب «به قیاسِ» ربطی به تعریف قیاس در منطق یا زبان شناسی ندارد. اگر به معنی «قیاس کردن» یعنی سنجیدن و مقایسه کردن و شبیه کردن و مانند اینها بگیریم زودتر به مقصود میرسیم. من تا حالا سه کلمه دیدم که «بر این قیاس»، یا به قیاس کلمات انگلیسی transportation ، transaction و tradition ساخته شده، به ترتیب : تراکنش و ترابری و تراداد. (البته اگر ترتیبش در تایپ من به هم نریزد) .دوتای اول چون اداری و دولتی بود کاربرد اجباری پیدا کرد و خواهی نخواهی جا افتاد. اما سومی، تراداد، را برای tradition ساختند که یخش نگرفت. خدا را شکر که پیشوند «ترا» که قبلن یائسه بود حالا زایا شده . من به جز تراوش فارسی و تراکنش گلکی دیگر چیزی از این پیشاوند به همین شکل یادم نیست. احتمالن باز هم داریم و من حضور ذهن ندارم.

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

اگر اندازه‌ی نوشته‌ها برای شما کوچک می‌باشد، می‌توانید با فشردن هم‌زمان کلیدهای Ctrl و + اندازه‌ی نوشته را افزایش دهید.

بامداد ما © 2017 تمام حقوق محفوظ است.