از برنج چه می دانیم؟

در ارتباط با‫:‬ , ,

از برنج چه می دانیم؟

ع.پاشایی

اگر فارسی زبان باشید و کلمه ی «برنج» را بشنوید چه چیزی در ذهن تان مجسم می شود؟ احتمالن یکی از این سه مفهوم برنج، یا شاید هر سه با هم.
۱٫ مفهوم اول برنج شاید آن دانه یی باشد که سفید است و ۲٫ معمولن، نه همیشه، به پخته اش هم می گویید «برنج». اگر از آن برنج سر سفره خوشتان آمده باشد شاید از میزبان بپرسید : شما معمولن برنج‌تان را از کجا میخرید؟ البته به برنج پخته، بسته به نوع طبخ آن، پلو، چلو، و مانند این ها، هم گفته می شود. پس تا این جا دو کاربرد کلمه ی «برنج» را داریم: دانه‌ی برنج و شکل پخته‌ی برنج.

عکاس: منان داداشی

عکاس: منان داداشی

sabzipolo
برنج ۳٫کاربرد سوم کلمه‌ی برنج را در ترکیب فارسی « برنجزار » می بینیم. یعنی مزرعه‌ی برنج، که به طور فنی تر، به آن «شالیزار» گفته میشود. در این کاربرد سوم، مقصود از برنج همان دانه‌ی داخل غلاف ـــــ معروف به «شلتوک» ــــــ است که در برنجزار یا شالیزار، ایستاده است، که بعد از درو، خواه در شلتوک مانده باشد یا از آن جدا شده باشد، همچنان در فارسی، تأکید میکنم در فارسی، به آن هم برنج گفته می شود.

rice_stem_borer_encadr3
من نمی دانم آیا در گیلان این سه مفهوم برنج یک نام دارند، مثل فارسی، یا سه نام متفاوت، مثل مازندران. مددی از دوستان گیلانی این را روشن میکند.
اما در مازندران. ما در زبان گِلِکی کلمه ی «برنج» را به کار نمی‌بریم. به جای این سه کاربرد لغت برنج سه واژه‌ی متفاوت داریم: به ترتیب: بینج binj، دونه dune ، پلا pelA. بینج همان شالی است که همان برنج با شلتوک فارسی است. دونه همان دانه ی سفید پوست گرفته است که در برنج فروشیها میبینید. و پِلا همان پلو است، با شکل و طبخهای متفاوت: پِلا: سفید ساده، پلوُ pelu (پلو سفیدی که با گوشت یا مرغ و همراه با روغن پخته شده باشد)، دمی پلا dami pelA یا دم پختک که با مخلوط باقالی یا عدس پخته میشود…. و مانند اینها)، و به شالی زار یا برنجزار فارسی هم می گوییم بینجسون binjessun یا بینج جار binjejAr، و به خزانه‌یی که بذر برنج را در آن میکارند که بعد آن را در کشتزار نشا کنند گفته می شود تیم جار timjAr ، که «تیم» همان تخم است. جار همان زار فارسی است، به معنی مزرعه.
اینها مقدمه یی بود که بتوانم این چیزها را از شما بپرسم:

۱٫ برای ما بنویسید سوای آنچه من نوشتم شما از لغت بینج چه می دانید؟ آیا بینج، سوای برنج، کاربردهای دیگری هم دارد؟ همین طور هم دونه. آیا شما کاربرد دیگری ، سوای برنج، برای دونه میشناسید؟ آیا مثل کلمه ی «دانه» در فارسی به کار برده شود؟ مثلن: بچه ی یکی یک دانه / دونه (گلکی: اتا تیم (attA tim، ناردون (دونه یا دانه‌ی انار، به گلکی : انار تیم enAr tim ).
لطفن همه، خصوصن شما بر و بچه های لپر laper ، این را از پیرها تان بپرسید و برای ما پست کنید. 

26 total comments on this post

نظر شما چیست؟
  1. سِلام. اِسا چِچی بَیی یه تِ نوم بَییه چِکِلی پِکِلی؟ ته که شه لَپِرِ وَچویی!

  2. در جواب «چِکِلِ وَچه»:
    اگر اولین پست «چکلی پکلی» را بخوانید متوجه می شوید که این اصطلاح به معنی کندوکاو کردن و ریشه یابی کردن بوده و ارتباطی به «چِکِل» ندارد. چِکِل در گلکی تخته سنگ های بسیار بزرگ و یا دیواره های سنگی کوه را می گویند.
    اولین پست بخش چکلی پکلی را در لینک زیر می توانید بخوانید:
    http://bamdadesari.ir/?p=2549

  3. در غرب گیلان کشاورزان وروستاییان به برنج می گویند بِج

    • ممنونم از جوابتان.لطفن دو چیز را برایم روشن کنید: ۱٫ شکل رومی نوشت یعنی همان لاتینی «بج». ۲٫ به کدام یک از معنی سه گانه ی برنج گفته می شود «بج»؟

  4. در گیلان هم لغات مختلفی وجود دارد . دانه های برنج = بَج ..دانه های در غلاف و پوست = جُب ..برنج پخته شده = پَلا .دانه های شکسته شده ی برنج بدون روکش = نیم دانه ….ذرات خورد شده ی برنج بدون روکش =اُشکُر

    • ممنونم. جُب؟ دوستی که گیلانی و مهندس کشاورزی است و سالها در ساری زیسته به من گفت به بینج مازندرانی در گیلان می گویند «جو» jo ، یعنی همین غله ی معروف. ایشان قرار است بنویسند چرا به آن می گویند جو. برایم جالب شده که شما آن را جب می دانید. در ضمن، به نیم دانه در مازندران می گویند «نیم دونه» و به اشکر شما می گویند چِپا chepA. لطفن برایمان بیشتر بنویسید.

  5. در گیلکی گیلانی از بیج یا بج در این واژه ها استفاده میشه
    مگا بیج (بلال)
    کولو بیج (ماهی تاب)
    بیج ه گیر (دستگیره آشپزخانه)
    کولوبیج نون ( کولوچه شیرن)
    سوروف دونه (گیاهی که اطراف برنج رشد میکند)
    فشکل (آب برنج)
    سله کول( اب برای تهیه برنج ذخیره میشه)

    • دوست عزیز جالب بود. اما آوانویسی لاتینی آنها را فراموش کردید. شما نوشته اید «بیج یا بج». آیا بج (آوانویسی ؟) به شکل بیج خوانده می شود؟ یا هر دو تلفظ رایج است؟آ بدون آوانویسی لاتینی درست خواندن این کلمات برای من ممکن نیست. ایا همه جا بیج همان بج به معنی برنج است؟ ماهی تاب؟ ماهی تابه؟ شیرن؟ شیرین؟ سوروف دونه یک اسم است؟ چه گیاهیست؟ علف هرز است؟ایا سوروف و دونه تک تکه معنایی دارند؟ آب برنج؟ (برنج به کدام معنی از معانی سه گانه یی که من نوشتم؟) دستگیره ی آشپزخانه یعنی چه؟ عکسی هم از این نمونه ها دارید؟ مثلن از سوروف دونه؟ ممنونم از شما که حوصله کردید.

  6. بیج در ان واژه ها به صورت (bij) نوشته و خوانده میشوند البته در بعضی از لهجه ها (bej)
    ربطوشن با برنج نمیدونم ?
    اما به شالیزار یا برنجزار از واژه بیجار bijar استفاده میشه
    سوروف دونه Sürof
    بله یک نوع گیاه هرز هست توی بیجار رشد میکنه شکلش هم بصورت دونه دونه هست برای همین میگن سوروف دونه به کندن این علف های هرز هم (وجین Vejin )میگن
    فشکََل
    همون ابی که برنج با اون شسته میشه البته فشکل نوعی فرنی خاص گیلان و بسیاز خوشمزه هم هست که از شیره‌ی برنج ساییده شده بدست میاد

  7. سلام جناب پاشایی عزیز
    بحث برنج به اندازۀ یک مقالۀ « علمی – پژوهشی » جا برای کار کردن دارد. با اینکه مقالات متعددی در زمینه نام‌های مختلف خرما و انواع آن وجود دارد اما در این زمینه من تنها از یک مقاله در نامۀ فرهنگستان آن هم در خصوص ضرب‌المثل‌های مرتبط با برنج آشنا هستم.
    بینج binj ( بنج bənj در نور مازندران ) به شالی و تک دانه‌های آن که هنوز از پوست جدا نشده، اتلاق می‌شود. همین تک دانه‌ها را برای بذر برنج در تیم‌جارtimə jâr که به هر واحد آن اولی uli می‌گویند پس از خیساندن و نمک‌ پاشیدن استفاده می‌کنند. به این بذر، تیم بینج tim binj می‌گویند. به کیسه شدۀ این تک دانه‌ها هم، بینج‌بار binjə bâr می‌گویند. به دروی شالی هم بینج تاش binj tâš می‌گویند.
    بینجسون هنوز نشنیدم هر چند می‌توان آن را ساخت اما نام مکانی در لاریجان آمل بینجسّون binjəssun می‌باشد.
    به نیم دونه ، د نیم də nim ؛ برنج پوک = چَکو čaku ؛ برنج ریز شده = چفا čəfâ ؛ برنجی بین چکو و چفا = شِی šey می‌گویند.
    موارد از این دست که به مراحل رشد برنج و مراحل کاری آن منسوب است زیاد می‌باشد.
    پاینده باشید

  8. ذبیحی جان ممنون. منتظر میمانیم که از دوستان دیگر هم بشنویم. از هر چه که در آن بینج هست میتوانید نمونه بیاورید. مثلن اصطلاح له بورده بینج پلا را بخوردن
    le burde bing e pelA re baxorden
    یک مقاله در دانشنامه ی ایرانیکا دیدم در باب برنج (Rice) لطفن مطالب ارزنده ی علمی درباب سیر این فن آوری و رسیدنش به ایران و گیلان و مازندران را به کاربران بامداد ساری معرفی کنید. روی علمی بودنش تاکید میکنم. حرفهای دلخواسته کم نیست ذبیحی جان، از توجهت به بامداد ساری باز هم ممنون.

  9. همانطور که همه می دانند در انگلیسی به برنج rice می گویند که در یونانی Oryza یا Oryzon می باشد و در پشتو wriže و در سانسکریت vrīhi .
    البته اینها به سه مرحله برنج گفته می شود هر چند ممکن است برای مفهوم برنج یا پلو از cooked rice هم استفاده کنند.
    در انگلیسی pilaf هم وارد شده است که احتملا از فارسی است و به معنای برنج پخته شده با سبزی و گوشت است.

    همینطور می دانیم که در فرهنگ Painted Gray ware که در هند بوده و متعلق به اوایل دوره هندوایرانی می باشد و به شمال شبه جزیره بر می گردد برنج از محصولات اصلی بوده است. این فرهنگ مربوط به سالهای ۱۲۰۰ تا ۴۰۰ پیش از میلاد می باشد.

  10. البته این نکته هم باید گفت که واژه برنج در rigveda (ریگ ودا) به کار نرفته است.

  11. جناب پاشایی عزیز
    لطف می کنید کمی درباره واژه های زیر در ژاپنی و تفاوت های آن ها صحبت کنید چون در ژاپنی هم این تفاوتی که شما فرمودید فکر می کنم در دو موردش هست.
    KOME , BEI
    SHIROI, HAKU

    و اینکه آیا fàn در چینی شباهتی دارند یا خیر(از لحاظ معنایی)؟

    • سلام آقای زمانی،
      بابا منو مسئول پاسخگویی به سئوال شما کردن.
      در ژاپنی از کانجی یا واژه نگاره ی چینی 米 برای برنج استفاده میشود که چند جور خوانده میشود. از جمله kome که خواندن ژاپنی آن است و bei که خواندن چینی آن است. shiroi و haku هم به ترتیب خواندن ژاپنی و چینی برای کانجی 白 به معنی سفید هستند. فرقی با هم ندارند. بسته به کلمات و موقعیت های مختلف از یکی از آن ها استفاده میشود.
      در مورد کلمه ی چینی من اطلاعی ندارم.

  12. ممنون از نسترن.
    یا امیر. نگفتی این چینی آلات را برای چه کاری می خواهی. قرار بود رگ و ریشه ی برنج را در ایران دربیاری. اگر به حرفهای من در باره ی بئودونه نگاه کنی من نوشتم که چینی ها به برنج چه می گویند. ضمن لغت سنسکریت «شالی » ــــ که در واقع نوعی «بینج» است در چینی و ژاپنی هم به صورت تقریبن «شاری» به کار برده می شود. چون در چینی صدایی بین «ر» و «ل» هست و مستقیمن «ر» یا «ل» با تلفظ ما ندارند. حتمن دنبال «دونه» میگردی. بگرد تا بگردیم.عزت زیاد.

  13. درود بر خانوم پاشایی و و پدر گرامیشان
    خیلی سپاسگزارم. آخر در جای خواندم که در ژاپنی هم بین برنجی که می خورند (پلو) و برنجی که در مغازه برای فروش هست تفاوت واژه ایی قایل می شوند. فقط می خواستم بدانم آیا چنین تفاوتی هست شبیه مازندران یا نه؟

    در ایرانی هم همانطور که با هم صحبت کردیم این ریشه ایی که در اکثر منابع ارایه داده اند چندان قابل اعتماد نیست دقیقا به خاطر واج “ن” که صحبت شد. بله “دونه” ذهنم را مشغول کرده.
    زنده باد.
    خیلی سپاس

  14. با سلام

    در مورد “بیجار” و “بینجسون” می خواستم بگویم که ما در قسمتی از مناطق مرکزی مازندران ، شامل بابل، بابلسر، بهنمیر، فریدونکار و اطراف آنها شالیزار را “دشت” می نامیم.
    نکته دیگر که برای من جالب توجه بود اینکه در سفر اخیری که به گیلان داشتم متوجه شدم که در گیلان آنچه را که ما در مازندران “شالیکوبی” می نامیم، “برنج کوبی” می نامند.
    و آخرین مطلب، از آنجایی که بنده چند سال در کشور مالزی سکونت می کردم تا حدودی با زبان مالایی آشنا شده ام. در مالزی برنج را “beras” خوانده و پلو را “nasi” می خوانند. واژه “beras” شباهت بسیار زیاد به “brass” در انگلیسی دارد که آلیاژ برنج است. با توجه به اینکه برنج از آسیا گسترش پیدا کرده بعید می دانم که از انگلیسی وارد شده باشد. البته بسیاری از میوه جات، خشکبار و غلات در زبان مالایی نام فارسی دارند، مانند “gandum” ، “anggur” ، “kismis” که به احتمال بسیار قوی این شباهت یا یکسانی ها برای این است که این محصولات از ایران وارد جنوب شرقی آسیا شده اند. اما در مورد برنج اینگونه نمی توتند باشد.

    • ممنون از توضیحتان. این را هم اضافه کنم که «دشت» به کل کشتزار اطلاق می شود خواه شالیزار خواه کشتزارهای دیگر. طبعن بیشترین کشتزارهای مازندران ، خصوصن در گذشته، شالیزار بوده اند.
      در جاده ی ابریشم همه چیز داد و ستد میشده و از همه جای جهان آن روز. از چینی به مازندران و از اینجا و جاهای دیگر ایران به چین و جهان آن روز. اسفناج یونانی و فلفل هندی و بروکلی اروپایی ، قهوه و جن سینگ … و صدها خوردنی و انواع چیزهای دیگر در ایران داریم. از دیروز و از امروز. مهمترین ارتباط انسان در تاریخ ، در گذشته و حال، شکمی بوده، یعنی « از راه دل».
      راستی در مالزی بئودونه نداشتند؟ اگر تهیه ی انواع برنج و پلا را به مالزیایی بلدید برای ما بنویسید و با مازندرانیش مقایسه کنید. آدمیزاد است و حلق و دلق!

  15. در تالشی یعنی غرب گیلان به برنج میگویند برز (brz)به شلتوک میگویند ؛ژه(zhah)

    • ممنون از توجهتان. ۱٫ تلفظ برز را لطفن از نو آوانویسی کنید. آیا ربطی به کلمه ی «بذر» دارد یا نه؟ آیا این لغت کاربردهای دیگری نزدیک به مفهوم آن در کشت برنج دارد؟ ۲٫ همین طور برای ژه معنا یا کاربرد دیگری بلدید؟ ۳٫ آیا در همه جای تالش به همین معنا به کار برده میشود؟ ۴٫ شما نوشتید «تالشی» به زبان و فرهنگ مردم تالش در همان ناحیه چه میگویند؟ پیشاپیش تشکر می کنم.

  16. اطلاعات جالبی بود مرسی از همه
    یه چیز جالبی که من جدیدا از طریق یه استاد زبانهای باستانی متوجه شدم و قبلا نمیدونستم درباره کلمه نشا است. این کلمه فارسی است. از فارسی دوره میانه به امروز رسیده منتهی تنها برخی از مشتقاتش امروزه باقی مونده مثلا خود نشا، نشاگر، نشا کردن و… البته این نشا کردن امروزه به عنوان یه فعل بکار میره و مثل خیلی از فعلهای مرکب جدیدا ساخته شده… در گذشته برای نشا کردن یه فعل ساده داشتیم. دقیقا نمیدونم مصدرش کدومشونه: نشاستن یا نشاختن که به همون معنی نشا کردن برنج بکار می رفت. این فعل به قیاس با فعلهایی مثل نشستن و نشاندن و… ساخته میشه که الان فقط مشتقات همراه با بن فعلیش بکار میره خود فعل الان مرکب شده اش بکار میره اما فکر میکنم احتمال داره در بعضی مناطق هنوز همون فعل ساده شو بکار ببرن…نمیدونم!
    راستی از هم گروههای برنج کلمه «کته» [cate] رو هم داریم که با دم پختک و دمی فرق داره… ندیدم کسی بهش اشاره کنه!؟!
    نمونه هاشو من تو ترکی هم شنیدم که حدس میزنم خیلیاشون با همینا هم ریشه باشن. مثلا به شلتوک میگن چلتیکçəltik به پلو یا پلای گلکی میگن پیلاو pilɑv
    در مورد مواردی که جناب پدرام گفتن هم اضافه میکنم که دانه برنج در تالشی: بِرز berz- پلو: پِلو pelu (بعضی مناطق همون پِلا هم میگن) و شلتوک: ژَع یا ژَه ʒah- برنج نیم دونه: پیچ (piʧ)… یه کاربرد هم تو تالشی از برز من شنیدم که میگن: بِرزَه دونَه (berza duna) یعنی درو کردن برنج…
    یه کنایه جالب هم دارن که میگن: « سوته بنی پِلا»/ / Sutə beni pela
    یعنی: پلوی زیر ته دیگ… کنایه از توقع بی جا و زیادی!
    یه کاربرد کنایی هم از برز: هم گیلونی برزی کو دَلَکیمَه، هم بَغدادی خرما کو / ham qiluni berzi ku dələkimə ham bəğdadi xırma ku/
    یعنی: هم از برنج گیلان بی بهره شدم و هم از خرمای بغداد… کنایه از زیاده خواهی و آز که در نهایت بی نصیب می ماند.
    امیدوارم دوستان تالشی عرایض مارو کامل کنن.

    • ممنون ناهید خانم. در گلکی دو مصدر داریم، یکی مرکب که نشا هاکُردن neSA hAkorden
      یعنی همان نشا کردن و دیگری که مصدر اصلی این کلمه است بنشتن baneSten است. فارسی کنونی آن هم «نشاندن» است به معنی کاشتن. مثل درخت دوستی بنشان …. یک نکته را هم یادآوری کنم. چکلی پکلی بی اظهار فضل که نمیشه. ن در نشاندن و نشستن ، نهادن و مانند اینها پیشاوندی است به معنی پایین. مابقی آن هم روشن است. در مورد آن ضرب المثل بغداد ، گلکیش را هم داریم ، البته بدون بغداد، که بر و بکس خواهند نوشت. به امید روزهای خوش.

      • ببخشید. یک مصدر دیگر هم در مورد نشا کردن هست که جا ماند. بنشائن beneSAen . البته امروزه بیشتر همان مصدر مرکب «نشا هاکُردن» رایج است. بنشا beneSA و ننشا neneSA به معنی نشا کرده و نشا نکرده هم رایج است. به این گفتگو توجه کنید. کل شعبان با مش رمضون میروند سر شالیزار مش رمضون که زمینش را نشا کرده و کل شعبان هنوز نه . گویا نشای مش رمضون کمی زرد بوده یا کل شعبان می خواسته او را کنفت کند، که درآمد: بلا ته زره نشا بخورده! bela te zarde neSA re baxore. (مرده شو ببره اون نشای زردت را). مش رمضون دلخور: بلا ته نِنِشا ره بخوره. (مرده شو ببر اون نشا نکرده تو را ) البته این ترکیب بیشتر در مقام مثل به کار میرود و معنی روشنی دارد.

  17. مازندرانی ها هم یه کنایه ای شبیه به این دارن که میگه: رندی ور وته هم مگه پلا دره؟!/randi var vattə hem mage pelɑ dare
    یعنی زیر ته دیگه هم مگه برنج وجود داره؟
    یکی از دوستان تالش قرار شده به زودی اطلاعات مربوط به کشت برنج تا خوردن پلو تالش ها و واژگان مربوطه رو برام بفرسته.

  18. سلام میخواستم بدونم برای برنج توی نفت چ اتفاقی می افتد؟؟یا تینر۱۰۰۰

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

اگر اندازه‌ی نوشته‌ها برای شما کوچک می‌باشد، می‌توانید با فشردن هم‌زمان کلیدهای Ctrl و + اندازه‌ی نوشته را افزایش دهید.

بامداد ما © 2017 تمام حقوق محفوظ است.