نامه کیوس گوران

سر به نجوای این روزهای کیوس گوران

محمد عظیمی

کیوس گوران متولد سال ۱۳۲۷ از روستای اوریم سوادکوه و به عنوان کارشناس هیدرولوژی در استان های خوزستان، لرستان مازندران عهده دار مسئولیت های مختلف بود. از دهه چهل با نوشتن در روزنامه های بورس تهران، ژورنال اطلاعات انگلیسی و اطلاعات در عرصه ی روزنامه نگاری و مطبوعات حضور فعال داشت و به علت دلبستگی های فراوان به مازندران در نشریات محلی مانند پیام مازندران، نهضت شمال و  کایر پیرامون موضوعات مختلف بویژه آب و حوزه های رودخانه ای مازندران مطلب نوشت. علاوه بر اشعار فراوان فارسی، بیش از سی سال است که تمام همت خویش را وقف شعر تبری کرد و با زبان گویا و بکر منطقه سوادکوه دلمشغولی هایش را می سراید. بیماری نفسگیر شنوایی در سالهای اخیر او را از شنیدن محروم کرده است و عجبا که شاعر تبری سرای مازندران نمی شنود و موسیقیدان ارزشمند تبری، احمد محسن پور عزیز نمی بیند و هر دو رخشان بر قله های رفیع هنر مازندران، زلالی شعر و موسیقی بومی را نجوا می کنند.

 از وی تاکنون سه مجموعه ی شعر تبری با صدای شاعر به نام های مازرون ۱ / مازرون ۲ و چل سال عاشقی منتشرشده است.

کیوس گوران، شاعر و روزنامه نگار بزرگ مازندران این روزها در بستر بیماری ست و بهانه ی این نوشتار فرصت دیدار و حضور در مراسم تولد شاملوی بزرگ در ساری بود. همتی که توسط استاد پاشایی و گردانندگان سایت بامداد ساری به انجام رسید و دوستداران شعر بامداد گردهم آمدند تا یاد و نامش را گرامی بدارند. وی در پاسخ این دعوت نوشته ای را فرستاد که دغدغه های این روزهای شاعر است و برای این عزیز آرزوی سلامتی می کنیم.

Sequence 05.Still009 Sequence 05.Still013

***

سلام به جانِ عظیمِ آن انارستانی – محمد عزیز

عجبا که روزهای عجین به دردم را با کتابی از آشنای درد – بامدادِ نازنین – می گذرانم . (شاعرِ شبانه ها و عاشقانه ها) با من و بهمراه من به رخت و تخت نقاهت می آید و آنچه خود گفت و دیگران برای او، مایه نجوایم به لحظه های درد می شود.

حضور در چنین محفلی که تشکیل اش به بهانه زاد روزِ آن آفتابی مرد است و باوردارم – داریم – که نماند تا سرای ما را آفتابی کند – و باورم چنین است که آسمان را شایسته حضور به تلالوی خویش ندانست – برای ظلمت زده ام مایه فخر است ولی بخت بد نیز دستش به کار است و به درد خانه نشینم کرد تا مجالِ تلمذم از میانه نباشد…! سردردِ باقی مانده از آن حادثه شوم نمی گذارد سر به جمع و انجمنی کنم که سرودِ سخن در آن جاری است! در عین حال انتظار دارم به پس و پیشِ این نشست، مرا سبکبار به دیدار خود کنی که به اشتیاق دیدنت لبالب ام. به امید دیدار.

به قربانت کیوس

2 total comments on this post

نظر شما چیست؟
  1. امیدوارم که هر چه زودتر بهبود بیابند

  2. سلام بر عزیزانم عظیم انارستانى و کیوس اوریمستانى
    با آرزوى شفا براى کیوس و سلامتى براى محمد.

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

اگر اندازه‌ی نوشته‌ها برای شما کوچک می‌باشد، می‌توانید با فشردن هم‌زمان کلیدهای Ctrl و + اندازه‌ی نوشته را افزایش دهید.

بامداد ما © 2017 تمام حقوق محفوظ است.