متن سخنرانی دکتر نصرت ا… صفاییان به مناسبت هفته منابع طبیعی

در ارتباط با‫:‬

                             بنام خدا

با سلام و اظهار قدردانی از  فرصت داده شده  و با تشکر از دوستانی که این جایگاه را بمن سپرده اند.

خواسته شد در مورد منابع طبیعی صحبت کنم،

متاسفم که رسم سنتی تبریک گویی بمناسبت  جشن منابع طبیعی را ضروری نمی بینم.

 سخنانم را  در ۳ عنوان  زیر به اختصار خواهم گفت:

۱- چرا تخریب و نابودی منابع طبیعی ناگهان  پدیدار و  روز به روز نمایان تر می شود

/ مقصر یا مقصران کیستند؟

۲- به راستی منابع طبیعی چیست؟

۳- و  هشدارهایی برای مشکلات پیش رو

اکولوژیست ها می گویند اکوسیستم ها خود نظم و خود نگهدار هستند. و در اثر هر گونه دستکاری در آنها که به آن ساده کردن اکوسیستم می گویند، اکوسیستمها نخست مدارا و تحمل کرده، ناگهان از خود واکنش نشان می دهند. اغلب اوقات این واکنش ها غیر قابل جبران است، نمونه هایی از آن که  این روزها شاهد شان هستیم فراوان است، مانند خشک شدن دریاچه ارومیه، تالاب شادگان، دریاچه پریشان، هامون پوزک، تالاب گاو خونی، خشک شدن رودخانه ها،  خشک شدن  درختان  و درختچه های جنگلها، شور شدن آبها، بروز سیل و سیلاب بخاطر تخریب جنگل و مرتع و … بدتر ازهمه کم آبی و آلودگی آب و هوا، ریز گردهای اهواز و مثال های فراوان  دیگر که همگی شما از آنها آگاه هستید.

 کافی است  نظری به روزنامه ها بیاندازید و یا سری به طبیعت بزنید، من به عنوان یک مدرس اکولوژی دانشگاهی، با نزدیک به ۵۰ سال کار در رشته منابع طبیعی از این اتفاقات  بسیار دلتنگ و حتی شرمنده ام، براستی چه اتفاقی افتاده است ؟؟

آیا در تدریس و تحقیق ما مشکلاتی وجود داشته است، اگر مهندسین و دکترهای سد ساز، جاده ساز، کشاورزی، منابع طبیعی، مرتعدار، جنگلدار، ….. تفکرات و دانش شان حاصل آموزش های ما باشد، وای برما، که بسیار باعث شرمندگی است، و اگر چنین باشد،نیاز به عذر خواهی از تمام ملت را ایران دارد.

 براستی مقصر کیست؟

 تازه بعد از اینهمه  فاجعه های اکولوژیک که در اثر اجرای پروژه های غیر کارشناسانه رخ داده  و – عواقب بد آنها  روز بروز در حال ظاهر شدن است، چگونه می شود زمزمه و پیشنهاد پروژه های خطرآفرین دیگری،  مثل انتقال آب دریای خزر به کویر، ارتباط دریای خزر به خلیج فارس، دستکاری در ذخیره گاهای بیوسفر، واگذاری، جاده سازی و تغییر کاربری در  جنگلها و مراتع  و انجام کارهای  غیر کارشناسانه دیگر را شاهد بود.

براستی آیا طرح دهندگان انتقال آب دریای خزر به کویر در کدامین دانشگاه تحصیل و کدام استاد بوم شناس به آنها اکولوژی را آموخته است. آیا آنها از سر انجام بزرگترین رودخانه دست ساخت بشر که بمدت  هفت سال زیر فشار سرهنگ معمر قذافی انجام شده و یا از سرانجام دریاچه آرال (خوارزم سابق) در همسایگی دریای خزر، که بخاطر انتقال آب سیحون و جیحون به کویر قره قوم توسط حکومت شوروی سابق، برای کشاورزی، خشک شده است بی خبرند؟!

آیا می دانند که بعد از چندین سال دریاچه آرال خشک و حالا بجای ماهی در آن شتر چرا می کند .

آیا می دانندکه از مردمان قره قوم  بخاطر سرطان و یرقان اثری نیست، و قره قوم  چرنویل دوم لقب گرفته است!  آیا آنها واقعا نمی دانسته اند که سد سازی سالیان دراز است که مردود شناخته شده است، آیا از داستان سد ۱۹ طبقه اسوان  در مصر بی اطلاع بوده اند؟!

 وای بحال ما دانشگاهیان اگر این بد آموزی ها به مهندسین، دکتر ها،  مسئولین دستگاهای دولتی و غیر دولتی  از نتایج تدریس و آموزش های دانشگاه های ما باشد، اگر اینگونه باشد ما چگونه می توانیم در برابر آیندگان جوابگو باشیم؟

می گویند و راست هم می گویند کشور نیاز به توسعه دارد، کاملا درست است، اما متاسفانه اصول توسعه پایدار آنگونه که باید برای آنهاتعریف نشده است، شما می دانید هر توسعه ای بایستی پایدار و آینده نگر  باشد. تا مفید واقع شود، توسعه پایدار همانند یک صندلی است با چهار پایه. اقتصادی،اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی

–         اگر هر کدام از این پایه ها درازتر یا کوتاه تر باشد یا از یک جنس نباشند، این صندلی  پایدار نخواهد ماند. در اغلب پروژه ها ی انجام شده یا پیشنهادی و در دست اجرا بیشتر به پایه اقتصادی، یا اجتماعی انها و هراز گاهی و بندرت به پایه فرهنگی اندیشه شده است. ولی پایه محیط زیستی همیشه بصورت یک دکور و فقط روی کاغذ بوده است. همین بی توجهی به پایه زیست محیطی شاید یکی از دلایل عمده بروز اینهمه فاجعه های اکولوژیک در ایران باشد. و بدتر اینکه این روزها علیرغم پیدایش اینهمه نابسامانی های زیست محیطی در اندیشه براندازی سازمان حفاطت محیط زیست برآمده اند. که خود تایید ی ست بر نکته بالا !

–   ۲-  براستی  منابع طبیعی  چیست؟

هنوز خیلی ها با تفکر سنتی  منابع طبیعی را   فقط جنگل، مرتع،  دریا و آبزیان می دانند. چند روز پیش نیز در نشست دانشجویی  حرفهای زیر بیان شد، بدلیل اهمیت ضرورت شناخت منابع طبیعی مخصوصا در هفته منابع طبیعی، با پوزش مجدا بازگو می شود:

درتعریف منبع در کتاب ها آمده است منبع یک چیز فایده آور است. پس با این تعریف منابع طبیعی چیز های طبیعی فایده آور هستند

آن را به دو گروه تقسیم کرده اند—منابع طبیعی تجدید نا پذیر، مثل کانی های فلزی و غیر فلزی که از تخصص ما در این نشست خارج است و منابع طبیعی تجدید پذیر که در تخصص کاری ماست. منابع طبیعی تجدید شونده فقط جنگل و مرتع نیست، حیات وحش، آب سالم ، هوای پاک، خاک حاصلخیز و … و آنچه در طی این سال ها ناگفته مانده است، منابع طبیعی انسان را نیز شامل می شود.

انسان یکی از منابع طبیعی تجدید شونده است. بیکار بودن فارغ التحصیلان متخصص، جوانان، کارگران و بکار گرفته نشدن این همه نیروهایی که برای ساخت آنها از بودجه عمومی مصرف شده است، از دست دادن و هدر رفتن منابع طبیعی است، بیابانها، مراتع، اراضی کشاورزی به کار متعهدانه این منابع نیاز دارد. پر هزینه تر و  گرانبهاتر از این منابع، نیروهای متخصص، پزشکان،  نخبگان، المپیادی هایی است که درراس هرم اکولوژیک با مصرف هزینه فراوان از بودجه عموم،  قرار گرفته اند.  این دسته از منابع طبیعی نیز بدلایلی فراوان از جمله کمبود امکانات تحقیقاتی و کارشایسته برای آنان، از ایران رفته  و یا در حال رفتن هستند. ایران با بالاترین رقم مهاجرت در جهان، بالا ترین  هزینه از دست دادن منابع طبیعی انسانی را بخود اختصاص داده است. رفع این فاجعه انسانی  نیاز به بررسی فراوان و چاره جویی دارد. این منابع، رایگان تحت عنوان آنتروپی مثبت، اکوسیستمهای جا افتاده را توانمند تر و با آنتروپی منفی اکوسیستم های مهاجر فرست را ضعیف تر می کند. بدینگونه است که در اصل مارگالف آمده است که: اکوسیستمهای بالغ یا جا افتاده اکوسیستمهای نا بالغ را استثمار یا بهره کشی می کنند.  وما در زمینه بازنده هستیم!

۳- هشدارهایی برای مشکلات پیش رو

کارشناسان، استادان دانشگاهها، اکولوژیست ها همه از سالهای بسیار دور در مورد هرکدام از فاجعه های اکولوژیک که این روزها اتفاق افتاده است فراوان هشدار داده اند. برای دریاچه ارومیه، تالاب های ایران، موضوع مصرف بیرویه آب، فرسایش خاک، مصرف خطر آفرین سم و کود، تخریب مراتع، جنگلها، ماهیان و حیات وحش و همچنین مشکلات پیش رو برای کشاورزی!

 از بیش از سی سال پیش مکتوب و غیر مکتوب حرفهایشان را زده اند، کسی به حرفهایشان گوش نداده است و این روزها که حال و روز محیط زیست از نظر  جوابگویی به نیاز روز افزون جمعیت با مشکل رو بروست، توصیه های قدیم دانشگاهیان را فراموش کرده انتظار دارند، خرابکاری هایی که مثلا در بیش از ۳۰ سال اتفاق افتاده است در مدتی کوتاه  معالجه شود. و بدتر اینکه  دست شان را برای کمک به سوی کارشناسان چینی و غیره دراز می کنند. و تاسف آور اینکه هم زمان خرابکاری ها در جا های دیگر همچنان ادامه دارد …

مخثصرا مشکلات پیش رو به عنوان وظیفه ای که برعهده ماست، جهت جلوگیری از فاجعه های اکولوژی و انسانی که در راه است یاد آوری می شود.

۱-  بحران آب، بدلیل گرمتر شدن کره زمین و تغییراتی که در اقلیم رخ داده است، خشکسالی هایی در راه است. بحران آب جدی است، شیرین کردن آب و انتقال آن یک توهم است. شیرین کردن آب هر متر مکعب حد اقل ۷۰۰۰تومان هزینه دارد. انبوه نمکهای بجا مانده مشکل آفرین خواهد بود. این آب در کار کشاورزی اصلا جایگاهی نخواهد داشت.

شهرهای کویری ما خشک و خشک تر خواهد شد،  منتظر پناهندگان زیستمحیطی از شهر های کویری مخصوصا سیستان و بلوچستان باشید. آنها بر جمعیت بیکار، ترافیک و سایر مشکلات شهری خواهند افزود.

هر کدام از ما روزانه ۲۰۰۰ لیتر آب مصرف داریم،  تعجب نکنید برای خوردن شاید ۴ لیتر کافی باشد ولی در صنعت، در کشاورزی،حمل و نقل، ساختمان و در همه فعالیت ها ی شهری سهمی از اب بحساب ماست.

—  حالا فکر کنیم که هر سال حداقل یک میلیون نفر به جمعیت ایران افزوده شود، میزان آب مورد نیاز که بایستی به آب موجود اضافه شود به صورت زیر قابل محاسبه است:

 یک میلیون نفر * ضربدر ۳۶۵ روز* ضربدر   ۲۰۰۰ لیتر (آب مصرف روزانه هر نفر)

که رقمی نجومی است! (خودتان محاسبه نمایید.)

و این در حالی است که ما مراتع و جنگل ها و تالاب هایمان را که منبع اصلی ذخیره سازی آبهای زیر زمینی برای زندگی و کشاورزی و رفاه  انسان بوده است کاهش داده یا نابود کرده ایم . همین جمعیت به خانه، کارخانه، جاده، ویلا و … نیاز دارد که آنهم از تبدیل مرتع و جنگلها یا اراضی زراعتی  بدست می آید با این حساب، مسئله عمده پیش رو مسئله آب است که قابل اغماض نبوده و بسیار چالش برانگیز خواهد بود.! یاد آوری می کنم ، بحران آب  بحران غذا نیز هست زیرا کشاورزی به آب وابسته است!

۲- و اما غذا

هر انسان برای تغذیه به ۴یا ۵۰۰۰ متر مربع زمین کشاورزی نیازمند است، با تولد هر نوزاد یایستی ۴۰۰۰متر مربع به سطح  زیر کشت مان اضافه شود. پس در هر سال بایستی:

۴۰۰۰ متر مربع ضربدر یک میلیون نفر که حداقل معادل ۴۰۰۰۰۰ هکتار است به سطح زیر کشت افزوده شود!!

کارشناسان آبخیز داری و اکولوژیست ها می گویند در اثر فرسایش خاک و سیل و سیلاب هرساله حدود یک میلیون هکتار  زمین حاصلخیز از دست می رود. و به احتمال برای خانه و نیازمندی های این جمعیت حتی اگر ۲۰۰۰۰۰هکتار زمین تغیر کاربری داده شود! نتیجه اینکه نه تنها ۴۰۰۰۰۰ هکتار برای غذای جمعیت اختصاص نداده ایم بلکه یک میلیون و ۴۰۰ هزار هکتار از سطح اراضی ما کاهش یافته است! و از مشکلات تولید کشاورزی نیز همگان مطلع هستند.

در آخر صحبت اضافه کنم اگر فکر می شود که چاره کار طرح هایی توهم زا مثل شیرین کردن آبهای شور، انتقال آب و مهار کویر، ارتباط دریای خزر به خلیج فارس، آوردن گونه های گیاهی و جانوری و یا رو آوردن به تکنولوژی های جدید است. به عنوان وصیت یک اکولوژیست برای آیندگان این یاداشتها را ثبت نمایید. ساده کردن و دستکاری در اکوسیستمهای  مورد مثال حرفهای گول زننده یا  سراب های فریبنده ای بیش نیستند، ظاهرا ممکن است چند سالی  بسیار خوب و با ظاهری موفق ظاهر شوند ولی پایدار نبوده عواقب آن ممکن است جبران ناپذیرباشد. با شعری از شاملو حرفهایم را مختصر می نمایم

تو را چه سود / از باغ  و درخت

/ که با یاس ها / به داس سخن گفته ای

آنجا که قدم بر نهاده باشی

گیاه از رستن تن می زند/// چرا که تقوای اب و خاک را // هرگز باور نداشتی

با سپاس از توجه شما ..

زمین مرا، تو را و اجدادمان را/ باسخاوت

در سفره ای رنگین

میهمان کرده بود// و ما // همانگونه که شاملو سرود

اقیانوس را مصرف کردیم

هوا را مصرف کردیم// اب را مصرف کردیم…

….

اینک / زمین مرا ، ترا و اجدادمان را

ببازی گرفته است.

3 total comments on this post

نظر شما چیست؟
  1. با توجه به سخنرانی پر مغز دکتر صفائیان عزیز اجازه می خواهم بخشی از “مبانی محیط زیست “دکتر وهاب زاده استاد دوست داشتنی دانشگاه مشهد را اینجا بیاورم :
    استثمار اکوسیستم های جوان نظریه مارگالف(Margalef 1968
    طبق این نظریه اکوسیستم ها جمعیت بالغ، وزن زنده، تنوع و سطوح تغذیه را از حریف نابالغ خود می ربایند. بعبارت دیگر اکوسیستم های بالغ اکوسیستم های نابالغ را مورد بهره کشی قرار می دهند، و یا به طور کلی تر، اکوسیستم های نابالغ به وسیله ی رقبای بالغ تر و سازمان یافته تر خود، مورد استثمار قرار می گیرند.

    وی اظهار می دارد که معمولاً اگر دو سیستم از نظر درجه سازمان یابی با یکدیگر متقاوت باشند، واحد کم سازمان یافته مقداری انرژی به واحد سازمان یافته تر داده و در نتیجه این عمل تنوع در واحد کم سازمان از بین رفته و بر تنوع واحد سازمان یافته تر افزوده می گردد، (مارگالف، ۱۹۶۸). مارگالف متوجه گردید که این اصل در همه موارد صادق و در حقیقت مبین روابط انسان در جامعه نیز می باشد. واقعاً جای تأسف است که توسعه سریع شهرهایی که نظم زیادی در آنها برقرار است انرژی مناطق اطراف را می‌ مکد و بدین ترتیب از بهبود وضع آنها جلوگیری به عمل می آورد.

    یکی از معیارهای این اصل عبارت است از ترکیب سنی جمعیت مهاجر به شهرهای در حال توسعه و مقایسه آن با ترکیب سنی جمعیت نقاطی که مهاجرت از آنجا صورت گرفته است. اگر در بین مهاجرین سهم جوانان بین ۲۰ تا ۳۵ ساله به طرز غیرعادی زیاد باشد نیروی اقتصادی زیادی به شهر وارد شده اضافه می گردد. این گروه سنی قبلاً آموزش خود را به خرج مالیات دهندگان محل دیگر کسب نموده اند و نظر به جوان بودنشان، هزینه های سرانه پزشکی و خدمات اجتماعی زیادی نیز ندارند. بنابراین می توان گفت استعدادها و توانایی ها در جهت افزایش شیب تنوع اکوسیستم حرکت می کنند. بعنوان مثال پرندگان از درخت زار به مراتع مجاور پراکنده می شوند و از بذر گیاهان مرتعی و سایر قسمت های زنده گیاهی و انرژی های ذخیره شده استفاده نموده و سرعت توالی گیاهی در علفزار را کاهش می دهند. بطور خلاصه می توان گفت که سیستم های متنوع و سازمان یافته تر اولاً انگل سیستم های نابالغ و کم تنوع می باشند ثانیاً با متوقف کردن پیشرفت تنوع، مانع از بلوغ و تنوع زیاد در اکوسیستم های نابالغ می گردد.

  2. با اجازه دکتر صفائیان
    دوستان علاقمند می توانند کتاب زیر را مطالعه نمایند :
    دیدگاههایی از نظریه بوم شناسی
    تالیف : ریمون مارگالف
    ترجمه : عبدالحسین وهاب زاده و امین علیزاده

  3. استاد فرزانه
    جناب دکتر صفاییان
    با تشکر و سپاس فراوان، از متن سخنرانی جنابعالی استفاده کردیم.
    ارادتمند
    عطااله کاویان

1 pingback on this post
یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

اگر اندازه‌ی نوشته‌ها برای شما کوچک می‌باشد، می‌توانید با فشردن هم‌زمان کلیدهای Ctrl و + اندازه‌ی نوشته را افزایش دهید.

بامداد ما © 2017 تمام حقوق محفوظ است.