مَندَله‌ی بیرونی، مَندَله‌ی درونی

در ارتباط با‫:‬ , ,

     

[مَندَلَهmandala     در سَنسکریت، زبان هند باستان،  به معنی «دایره» است. این اصطلاح در فلسفه و اندیشه ی هندو و بودایی کاربرد گسترده‌یی دارد، و همین طور در میان عوام هندو و بودایی.  این لغت را در این سال‌ها در فارسی به شکل ماندالا نوشته‌اند، که آوانویسی درستی نیست،  نه به این خاطر که در تلفظ آن، به طور غیر فنی،   a ها آ خوانده شده است ، بل که به این دلیل که این کلمه با حذف های غیر ملفوظ آن لغتی  است فارسی با تلفظ مَندَل با این کاربرد: «خطی که افسونگران (عزایم خوانان) دور خود کشند و در میان آن می‌نشینند و دعا و عزیمت می‌خوانند: «گر ندارد سرِ تسخیر مَلَک همچو پری / گِرد خود بهر چه از هاله کشد مَه مندل.» (فیاض لاهیجی) و   «به بیهوشی از نسبت اولش / نهادند سر بر خط مندلش» (نظامی) (فرهنگ بزرگ سخن)

    در تعریف پیشگفته «عزیمت» به معنی سحر، افسون، جادو است، و همین طور «عزایم» به معنی «افسون‌ها»  که دوایر سری و طلسمات است. و از این خانواده است عزایم خوان و عزایم نویس . (همان منبع)

    آن‌جا که گفتم «در میان عوام هندو و بودایی» اشاره ام به همین عزایم خوانی بوده است که در میان عوام ما هم رایج بوده است. به گمان من در ترکیب «جادو جَنبَل» / جادو و جنبل، کلمه‌ی «جَنبَل» همان مندل است که همنشینی با «جادو» او را «جادوزده» کرده  و به صورت «جنبل» درآمده است. تا نظر فضلا و ادبا چه باشد. (ع. پاشایی)

              برای آگاهی از مفهوم فلسفی مندله ، می‌توانید به کتاب «مندله، نظریه و عمل» از جوزپه توچی، ترجمه‌ی ع. پاشایی. نشر دانشگاه ادیان و مذاهب: ۱۳۸۸ نگاه کنید.]

    

     

مَندَله‌ی بیرونی، مَندَله‌ی درونی

مارتین بروئن Martin Brauen

ع. پاشایی

 

آموزه‌ی بودایی، در تقابل با کیهان‌شناسی قرون وسطایی اروپا، زمین یا انسان را مرکز عالم نمی‌داند. آیین بودا بر این عقیده است که خدایان دو دسته‌اند،‌ خدایان اصلی و ایزدان فرعی یا ثانوی که هر یک در محیط بی‌واسطه‌شان مقیم‌اند. این‌ها موجوداتی با کالبد اثیری یا موجوداتی صرفاً بی‌صورت‌اند که هسته‌ی خدامحور عالم را تشکیل می‌دهند، در حالی که هستی انسان‌ها، یا هر جاندار دیگری، بیرون این هسته است و آن‌ها تابع زمان‌اند.

در تمرین‌های «رؤیت» تنتریک  tantric، ‌و خصوصاً در همان آیین بسیار پیچیده‌ی مندله، شاگرد باید (یک بار دیگر) سعی کند که به هسته‌یی برسد که خدایان ساکن آنند. مَندَله mandala آیینه‌ی عالم است، نه فقط به صورت بیرونی آن. همچنین آیینه‌ی عالم صغیر دیگر، ‌یعنی انسان، هم هست. مندله مبتنی بر این فرض است که بین عالم، دایره‌ی مندله و انسان‌ها رابطه‌ی بسیار نزدیکی هست.

کیهان‌شناسی بودایی، سوای اهمیتی که به الوهیت می‌دهد، به این مشهورست که عالم‌های صغیری را تکثیر می‌کند که شکل‌گیری یک ‌همجوشی «خوشه‌های کیهانی» بی‌شمار (نگاه کنید به تصویر  ۱) را ایجاد  می‌کنند.

01

این خیلی نزدیک است به آن بینشی که علم غربی امروزه از عالم دارد. هزارها منظومه‌ی کیهانی از این نوع، هر کدام یک قلّه‌ی مِه‌روُ Meru ، ‌یک خورشید و ماه، سیارات، جهان‌هایی که خدایان ساکن آنند، و مانند این‌ها، دارند که یک کیهان کوچک می‌سازند. هزارها کیهان کوچک یک کیهان متوسط و هزارها کیهان متوسط یک کیهان «عظیم» می‌سازند که از هزارها میلیون منظومه‌ی کیهانی دیگر ساخته می‌شوند.

     شاید بتوان دوره‌هایی را هم که در طی آن‌ها این منظومه‌ها‌ــــ که بنا بر آیین بودای تنتریک محکوم به ناپدید شدن‌اند ‌ــــ شکل می‌گیرند به صفت عظیم وصف کرد. این‌ها حاوی یک «فضای انتظار»ند که در نهایت بار دیگر بادی  آن را به حرکت درمی‌آورد که بدون هیچ صدایی می‌رسد. این امر بنیاد نهادن یک منظومه‌ی نوی جهان‌ها را ترغیب خواهد کرد. همان طور که انسان‌ها نپاینده‌اند، جهان و عالم هم دستخوش تغییر دائمی‌اند.

کیهان هرمی بنا بر سنت کالَه‌چَکره  Kalacakra

همچنین آیین بودا چند کیهان‌زایی cosmogony باز می‌شناسد بی‌آن که گرفتار تناقض بشود. در واقع، بنا به نظر کلوُ رینپوچه Kalu Rinpoche ، «هر یک از این کیهان‌شناسی‌های گوناگون کاملاً برای موجوداتی معتبرند که فرافکنی‌های کرمه‌یی‌شان karmic آن‌ها را وامی‌دارند که عالم‌شان را به آن طریق تجربه کنند. در شیوه‌یی که شخص جهان را تجربه می‌کند نسبیت معینی هست. به این معنی که همه‌ی تجربه‌های ممکنِ هر موجودی در شش قلمرو وجود . . . مبتنی بر تمایلات کرمه‌یی و درجات تحول فردی‌اند. به این نحو، در یک سطح فرجامین، هیچ کیهان‌شناسی مطلقاً صادق  نیست. این، با توجه به موقعیت‌های قراردادی مختلف موجودات»، نمی‌تواند به طور کلّی معتبر باشد،.

در آیین بودای تبتی دو مفهوم اصلی کیهان وجود دارند، یکی مفهوم اَبی‌دَرمَه‌کوشه Abhidharmakosha (← تصویر ۲) و دیگری مفهوم کاله‌چَکره (← تصویر ۳ تا ۶). اما آن سنت که در کاله‌چَکره تنتره  آمده به ندرت در نشریات غربی به عنوان فلسفه‌یی مستقل از سنت اَبی‌دَرمَه‌کوشه و بسیار متفاوت از آن وصف شده است.

02

نظام کاله‌چَکره، همچنان که در فلسفه‌ی اَبی‌دَرمَه‌کوشه، از این اصل شروع می‌کند که کیهان‌های متفاوت بعد از طول‌های اندازه‌ناپذیر زمان پیدا می‌شوند که ناپدید شوند و دوباره متولد شوند. به هر حال، در مقابل مفهوم اَبی‌دَرمَه‌کوشَه، ‌سنت کاله‌چَکره این را تصدیق نمی‌کند که پنج عنصر کلّاً در آخر هر دوره‌یی ناپدید می‌شوند. بنا بر کاله‌چَکره، عناصر می‌شکنند و اتم‌های فضا آن‌ها را از یک یکدیگر دور نگه می‌دارند. بنا بر انبارِ «کرمَه‌ی جمعی» انباشته در گذشته، اتم‌ها بین خودشان ترکیب‌های نویی تشکیل می‌دهند. اتم‌های هوا جمع می‌شوند، باعث بادهای قهرآمیز می‌شوند که اثرشان اتم‌های آتش را جمع می‌کنند. این به نوبه‌ی خود باعث برق،‌ یعنی الکتریسیته می‌شود. به دنبال آن شکل‌گیری اتم‌های آب پیدا می‌شود، که منجر به باران می‌شود. رنگین‌کمان‌ها اولین تجلیات اتم‌های خاک‌اند. آن‌ها بیش از پیش متراکم می‌شوند تا در نهایت خاک سفت می‌شوند. اتم‌های فضا شکاف‌های میان اتم‌های دیگر را پر می‌کنند و به این نحو در بالا و پایین منظومه‌ی جهان‌های کیهانی که به این طریق شکل گرفته‌اند شناورند.

این دو نظریه کیهان‌زایی در یک چیز مشترکند، ‌یعنی در مفهوم ساختِ هم‌مرکزِ عالم، به سبک مندله، با قلّه‌ی مِه‌روُ در مرکز. شکل این کوه در این دو منظومه متفاوت است. بنیاد کیهان کاله‌چَکره متفاوت از بنیاد کیهان اَبی‌دَرمَه‌کوشه است. از چهار قرص / کُره عظیم ساخته شده است، کره پایینی (کره هوا) بزرگ‌ترین قطر را دارد (۴۰۰/۰۰۰ یوجَنَه، ۴ میلیون مایل یا ۶ میلیون کیلومتر)، و کره‌ی بالایی کوچک‌ترین قطر را دارد (۱۰۰/۰۰۰ یوجَنَه،‌ یک میلیون مایل یا ۵/۱ میلیون کیلومتر). قلّه‌ی مِه‌روُ ، به خلاف مه‌روُی اَبی‌دَرمَه‌کوشه، زاویه ندارد، گرد است (← تصویرهای ۳ و ۴)

03

04

05-06

دور کوه مِه‌روُ را شش دامنه‌ی سنگی گرفته است. این مدلِ جهان دوازده مسیر یا دایره‌ی باد دور  قلّه‌ی مِه‌روُ را نشان می‌دهد. سیارات به نظر می‌رسند که روی این دایره‌های باد شناورند، و دور قلّه‌ی مِه‌روُ می‌گردند. (کنش مسیر دوازده باد کاملاً روشن نیست. بنا بر یک مفهوم، مسیر دوازده باد فقط خورشید را می‌‌برد (Imaeda ، ۱۹۷۸،‌ص ۶۳۰ ، و عقاید شفاهی ا. برزین A. Berzin). دوایر هم ظاهراً به بیست و هفت منزل قمر (nakshatra) مربوطند.)

نمایش‌های تصویری این دوازده مسیر باد را می‌توان در دیرهای بوُتان Bhutan دید ( قس. تصویر ۵). این‌ها مسیرهایی را نشان می‌دهند که از بالا دیده می‌شود، یعنی از نقطه‌یی که درست بالای کیهان قرار می‌گیرد. مسلماً چنین نمایش‌هایی طرح این مسیرها را در فضا نشان نمی‌دهند. فقط یک نمای جانبی، که با برنامه سه‌بعدی کامپیوتری ایجاد شده که تقلیدی از  کیهان نشان می‌دهد، این را روشن می‌کند که این مدارها نوعی گنبد می‌سازند که دور کوه مِه‌روُ باز می‌شود. آن‌چه درباره‌ی مفهوم کاله‌چَکره‌یی جهان قابل توجه است این است که عالمِ ورای قلّه‌ی مِه‌روُ شبیه سری است که با چشم انسانی ما قابل رؤیت نیست. سری با گردن،‌ چانه،‌ دماغ، پیشانی، و برآمدگی بالای سر به شکلِ گره مو (← تصویر ۴، نمایش کیهان بنا بر کاله‌چکره). این سر نامرئی به شکل سر انسان حاوی بیست و چهار آسمانِ عالمِ کاله‌چکره است: یک شیوه‌ی بیان که یک رابطه‌ی خاصی بین شکل‌های انسانی و الاهی وجود دارد.

این فرزانگی سنت کاله‌چکره را نشان می‌دهد: تکرار بی‌نهایتِ ساختارهایی که مدام بین جهان کبیر و جهان صغیر، و برعکس، در نوسانند.

07

08

شباهت بین انسان و کیهان

نظریه‌ی روابط ساختاری بین اشیا و تعامل آن‌ها، بین عالم، مندله و تن انسان، دستخوش یک فرایند پیچیده‌ی تحول در کاله‌چکره تنتره است.

کاله‌چکره تنتره یا تنتره‌ی چرخ زمان از سه مرتبه‌ی تنگْ‌باف حرف می‌زند: مرتبه‌ی بیرونی، مرتبه‌ی درونی، و مرتبه‌ی بدیل یا چرخ زمانِ «دیگر». چرخ زمان بیرونی از همه‌ی تجلیات بیرونی محیط انسان، یعنی، عالم با کُره‌های عناصر، قلّه‌ی سومِه‌روُ،‌ و بادها، ساخته می‌شود. کاله‌چکره‌ی درونی از کسانی ساخته می‌شود که در این محیط زندگی می‌کنند،‌ یعنی انسان‌ها. ساختار، ساخت و تناوب درونی آن‌ها دقیقاً با چرخ زمان بیرونی تناظر دارد. آخر سر، یعنی کاله‌چکره‌ی بدیل، آموزش این شباهت‌ها و همبستگی‌ها به اضافه‌ی اعمالی که از آن ناشی می‌شود: یعنی یوگا، شکلی از «جوُدوی روانی (به قول ا. برزین A. Berzin) که به شخص یاد می‌دهد که از قوای چرخ زمان‌های درونی و بیرونی استفاده کند نه آن که با آن‌ها از در مخالفت دربیاید.

کاله‌‌چکره‌ی بیرونی و کاله‌چکره درونی نقاط شباهت فراوانی دارند (← تصویر ۷). شکل سرِ مرئی در قسمت بالای کیهان بنا بر کاله‌چکره به طرز حیرت‌آوری شبیه سر انسان است. بزرگ‌ترین گستره‌ی افقی عالم متناظرست با حداکثر ارتفاع آن،‌ همان‌طور که در انسان‌ها فاصله‌ی از این سر انگشت تا آن سر انگشت دو دست کاملاً باز متناظرست با کلّ بلندی قد او (۴ ذِراع ]= هر ذراع ۴۵ تا ۵۶ سانتی‌متر[). چهار دایره روی هم قرار گرفته‌ی عناصر نیمی از ارتفاع عالم را می‌سازند،‌ همان‌طور که در انسان فاصله‌ی بین پاها و استخوان‌های لگن نصف کلّ قد اوست.

با انداختن تصویر انسان روی تمثال عالمِ کاله‌چکره، روشن می‌شود که قلّه‌ی مِه‌روُ روی ستون مهره‌های انسان قرار می‌گیرد، تناظری که توّچی مشاهده کرد. (توّچی، همان، ۱۹۸۹، ص ۱۰۵٫)   اما مسیرهای بادها، مدارهای ستاره‌ها و سیارات، این‌ها متناظرند به نَفَس‌هایی که در تن انسان می‌گردند و، مطابق آیین تنتره و آداب مندله، باید تطهیر و کنترل شوند.

 (پیدا کردن تناظر دقیق بین بادها که سیارات بر آن‌ها سوارند و نَفَس‌های اصلی در انسان‌ها آسان نیست. به طور کلّی، این مسأله ده نَفَس حیاتی در انسان است، ‌اما در کنفرانسی در مَدیسون، ‌سرکونگ / ینپوچه Serkong Rinpoche از دوازده دَم انسان حرف زد. همین‌طورست برای سیارات ـــ خورشید،‌ ماه، عطارد، زهره، مریخ، مشتری، زحل ـــ و دو عقده‌ی قمری: راهوُ Rahu (عقده‌ی شمالی)، کل‌اَگنی Kalagni (عقده‌ی جنوبی) و شهاب اِنکه Encke .)

 

میان تن انسان و مندله‌ی کاله‌چَکره همبستگی‌های دیگری هم هست. موقعی که تصویر انسان روی تصویر گرافیکی یک کاخ انداخته می‌شود،‌ به عبارت دیگر، قسمت مرکزی مندله‌ی کاله‌چکره (← تصویر ۸)، قسمت پایینی کاخ،‌ مندله‌ی تن، با ساق‌های پا تناظر دارد؛ قسمت میانی (مندله‌ی گفتار) با سینه (خصوصاً با ریه‌ها و قفسه‌ی سینه): و مندله‌ی دل با سر تناظر دارد. علاوه بر این، به وضوح روشن است که فاصله‌ی میان دو شانه همبستگی دارد با حوزه‌ی دل: فاصله‌ی میان دو آرنج همبستگی دارد با حوزه‌ی گفتار؛ و فاصله‌ی میان انگشت‌های دست راست و انگشت‌های دست چپ همبستگی دارد با حوزه‌ی تن. تأکید این نکته خصوصاً مهم است که نقطه‌ی بین دو ابرو ـــ که در تمرین‌های مراقبه نقش‌حیاتی دارد و برای سطوح بالاتر یوگا کنار گذاشته شده ـــ دقیقاً با مرکز مندله‌ی دل همسازست. این‌جا بالاترین خدایان مندله‌یی، یعنی کاله‌چکره و ویشوَه‌مَتَه Vishvamata ، ساکن‌اند.

09

شباهت‌های دیگر موقعی معلوم می‌شوند که تصویر عالم و تصویر کاخ مندله روی یکدیگر بیافتند (← تصویر ۹). چهار کره‌ی عناصر (عنصر پنجم، ‌اثیر، معلوم نمی‌شود چون گسترش عمودی ندارد) متناظر است با مندله‌ی تن. قلّه‌ی مِه‌روُ، بادهایی که دور آن می‌وزند، و سیارات با این مندله تناظر دارند.

ارتفاع کاخ و عرض قاعده‌ی کاخ یکی‌اند (هر کدام ۳۲ طول بازو، در حدود ۲۰۰ فیت یا ۶۰ متر)، همان‌طور که طول و عرض کیهان یکی است.

همین در مورد کره‌ی پایین‌تر کیهان (هوا) و مندله‌ی تن، کره‌ی آتش و قاعده‌ی مندله‌ی تن، کره‌ی آب و مندله‌ی گفتار صادق است،‌ در حالی که کره‌ی خاک متناظرست به مندله‌ی دل. بالاخره، قطر بالای قلّه‌ی مِه‌روُ متناظرست با عرض درونی مندله‌ی دل.

 

انسان به مثابه‌ی مَندله

در سنت کاله‌چَکره، عالم و تن انسان به طور کامل همخوان‌اند، نه فقط به طور بیرونی در ترکیب‌شان بل‌که در سطوح دیگر هم. کاخ در مندله از چند مرتبه ساخته می‌شود: مرتبه‌های سطوح تن، گفتار،‌ و دل. این آخرین مرتبه‌ی خودش به دو قسمت تقسیم می‌شود. این ساختار، ساختار انسان هم است، که بعداً به این مسأله برمی‌گردیم.

 

تن

برای بودایی‌ها تن هر کسی مرکب از پنج توده‌ی ( اسکنده skandha) گذرنده است که خودشان با یکدیگر ترکیب شده‌اند. این‌ها توده‌ی کالبد یا شکل،‌ توده‌ی احساس‌ها، توده‌ی ادراک‌ها، توده‌ی حالات دل، و توده‌ی دانستگی‌اند. در سنت کاله‌چَکره یک توده‌ی دیگر هم هست که توده‌ی فراشناخت است. علاوه بر این، سازه‌ها یا مؤلفه‌های انسان هم شامل پنج عنصرند: اثیر، هوا، آتش، آب، خاک، و گاهی یک عنصر ششم، ‌که دانش بی‌کرانه است توده‌ها، مثل عناصر، به مرتبه‌ی تن یا جسم تعلق دارند. در مندله‌ی کاله‌چکره و در تشرف‌های مندله‌ی متصل به این سنت، توده‌ها و عناصر، که با نمادها نشان داده و به طرف چهار جهت اصلی هدایت می‌شوند، نشان می‌دهند که تن انسان را می‌توان اصالتاً یک مندله به حساب آورد.

گفتار

بنا بر مفهوم تنتریک، ۷۲۰۰۰ مجرای نامرئی ( نادی، تسه nadi, rtsa) و بادهای انرژی‌دار (پرانَه prāna یا وایوُ vayu) در تن انسان در جریانند. بادها و مجراها، انباشته از انرژی، از مهم‌ترین سازه‌ها یا مؤلفه‌های تن انسان در مرتبه‌ی گفتارند. دو تا از سه مجرای اصلی در سمت راست و چپ ستون مهره‌ها قرار دارند، و مجرای سوم، یا

مجرای میانی، مختصری در جلوی ستون مهره‌هاست. مجرای مرکزی (بوما dbu ma . چَندالی chandāli ، اَوَدوُتی avadhuti ، سوُشوْمنا sushumna (سنسکریت).

 از وسط اندام‌های جنسی و مرکز تن تا بالای سر می‌رود، که آن‌جا مختصری به جلو مایل می‌شود که در نهایت بین چشم‌ها به آخر می‌رسد. مجرای چپ یا مجرای سفید ( کیانگ ما rkyang ma .  لَلَنا یا  ایدا (lalana ، lda)

از سوراخ چپ بینی از سر پایینی مجرای مرکزی به پهنای یک انگشت می‌رود، در حالی که مجرای راست یا مجرای قرمز (رو ما ro ma،  رَسَنا rasana ، پینگلا pingalā )

از سوراخ راست بینی شروع می‌شود و به پایینِ تن می‌رود. مجرای چپ به ماه متصل است و مجرای راست به خورشید.

10

11

در نقاط معینـی در طـول نادی مـرکزی شش چَکره هست، (در هند، کلمه‌ی چَکره چند معنی دارد: چرخ،‌ قرص (کره)، چرخ سفالگری، و دایره. سنت کاله‌چکره از شش چَکره می‌گوید؛ در هند این تعداد معمولاً هفت‌تاست. )   که به «گل‌های نیلوفر» ( پَدْمَه padma) هم معروفند. بنا به سنت کاله‌چکره، هر یک از این مراکز انرژی در همان سطح به ترتیب به صورت اندام‌های جنسی، (غالباً مردم از چکره در «ناحیه‌ی مخفی» حرف می‌زنند، حال آن که در این مقاله، به آن به صورت «چکره‌ی جنسی» اشاره می‌شود.)

ناف، قلب، گلو، پیشانی، و بالای سر قرار دارد.

چکرهها را عموماً با گل‌های نیلوفر نشان می‌دهند (← تصویر ۱۰). تعداد گلبرگ‌های گل بستگی به آن مجراهای انرژی دارد که در چکره‌ی متناظر جاری می‌شوند.

مجرای باد در سمت چپ، در جهت عقربه‌ی ساعت و همسطح با چکرهها دور مجرای مرکزی می‌گردد. مجرای باد در سمت راست به همان ترتیب عمل می‌کند، اما در جهت عکس عقربه‌ی ساعت. بنا به سنت کاله‌چکره، این به شدت مانع گردش آزادِ باد می‌شود اما به طور کامل آن را باز نمی‌دارد. با خواندن توصیف‌هایی که از اولین دالایی لاما، گِن دُون روُپ Gen Dun Drup ، باقی‌مانده (Mullin, 1986)، به نظر می‌رسد که مجرای اصلی بین خودشان مندله‌یی تشکیل می‌دهند و به دو قسمت تقسیم می‌شوند: یک قسمت بالایی، که از ناف تا بالای سر می‌‌رسد، و یک قسمت پایینی،‌ از ناف به پایین تا به اندام‌های جنسی یا مقعد. با استفاده از رنگ‌ها که اولین دالایی‌ لاما آن‌ها را اسم‌گذاری و توصیه کرده، انسان تصویری پیدا می‌کند که نشان می‌دهد که در آیین بودای تنتریک حتا تن انسان و قسمت‌های مختلف آن مندله به حساب می‌آید.

بادهایی که در مجراها جریان دارند سازه‌های دانستگی را می‌برند و به همه‌ی فعالیت‌های تن و جان امکان وقوع می‌بخشند، که بدون آن‌ها امکان‌پذیر نیستند. «باد رو به پایین خالی‌کن» حرکات بودی‌چیتّهی سفید و قرمز (قطره‌های نرینه و مادینه)، ادرار،‌ و مدفوع را کنترل می‌کند. (این‌جا کلمه‌ی بودی‌چیتّه bodhicitta اشاره به آرزو یا دل روش‌شدگی نیست؛ به معنی «قطره» (بیندُو؛ تیگ‌لِه thigle) است. هر انسانی دارای قطره‌های سفید بودی‌چیتّه (نرینه) یا قطره‌های قرمز (مادینه) است.)

«باد همراه آتش» سازه‌های انرژی‌سازِ غذا را از چیزهای بی‌فایده جدا می‌کند و آتش درونی ( توُم مو gtum mo) را روشن می‌کند. «باد زندگی‌دار» بر عمل صاف دم و بازدم از طریق بینی نظارت می‌کند. (لَتی رینپوچه Lati Rinpoche  / هاپکینز، ۱۹۹۰، و Dhargyey ، ۱۹۸۵٫)

در آیین بودای تنتریک، بادها یا دَم‌ها را علت‌های وجود چرخه‌یی یا ادواری می‌دانند، اما این‌ها دارای تخم‌های روشن‌شدگی‌اند. به این دلیل است که یوگای آیین مندله در اهمیت بادها، تطهیر آن‌ها، و کاربرد مثبت آن‌ها پافشاری می‌کند به این خاطر که به روشن‌شدگی برسد.

بنا بر نظام کاله‌چکره، در انسان ده باد اصلی هست (پنج تا از این بادها با پنج باد اصلی در نظام‌های دیگر تنتریک تناظر دارند: اما پنج باد دیگرِ نظام کاله‌چکره با پنج باد ثانوی مکاتب دیگر یکی نیستند. بستگی‌های میان تن انسان و بادها را در هندوئیسم هم می‌توان دید. بنا بر این، در چندوگیه اوُپه‌نیشَد، از پنج بادی گفته که با عناصر و جهات اصلی همبستگی دارند و به این وسیله در تن مندله‌یی می‌سازند.)

تناظرهای بین جهان بیرونی (عالم) و جهان درونی (انسان) ]یا عالم کبیر و عالم صغیر[ خیلی بیش‌تر از این‌ها است: دوازده چرخه‌ی تنفسی که در بیست و چهار ساعت زندگی انسان صورت می‌گیرد متناظرست با دوازده ماه سال. به همین شکل ماه‌هایی هست که در آن‌ها روزها «افزایش پیدا می‌کنند» یعنی بلندتر می‌شوند، و ماه‌هایی که در آن‌ها روزها «کاهش پیدا می‌کنند»، بنا به مفهوم تنتریک، تغییرات ریتمی مشابهی در حرکات تنفسی در طی یک روز هست. در یک نصف روز، تنفس بیش‌تر از راه سوراخ راست بینی انجام می‌گیرد، بعد در نصفه‌ی دوم روز، بیش‌تر از راه سوراخ چپ. به این ترتیب نفس گاهی از مجرای راست، یعنی آن که به خورشید مربوط است ـــ جاری است و گاهی از راه مجرای سمت چپ، که به ماه منسوب است.

انسان در یک «تغییر تنفس» ۱۸۰۰ بار نفس می‌کشد، که معروفند به بادهای (درونی) کرمَه‌یی. به این نحو، او روزی ۲۱۶۰۰  بار دم و بازدم دارد (۱۲X1800). هر یک از دوازده گروه ۱۸۰۰ تنفس باید در طی مراحلی که به «تکمیل» / کمال معروف‌اند تطهیر شود، به عبارت دیگر چهار مرحله‌ی آخری عملِ مندله‌ی کاله‌چَکره.

بادها فرایندهای درونی و بیرونی هر دو را تعیین می‌کنند. آن‌جا که بادهای بیرونی با  کَرمَهی جمعی به وجود می‌آیند، نَفَس‌های درونی با کرمَه‌های فردی پدید می‌آیند. ده باد اصلی که در بیست و هفت دسته یا صورت فلکی در مجرای راست یا مجرای چپ در جریان‌اند در کاله‌چکره‌ی بیرونی با بادهایی که دور قلّه‌ی مِه‌روُ می‌و‌زند تناظر دارند، جایی که ده سیاره از بیست و هفت صورت فلکی دایرۃ‌البروح شمال و جنوب می‌گذرند.

table1

جدول ۱

تناظر بین کاله‌چکره‌ی بیرونی (کیهان) و چرخ درونی زمان (انسان) در رابطه با واحدهای زمان

 

دل

انسان، بنا بر آیین بودای تنتریک، فقط آراسته به تن و گفتار نیست؛ قوای دیگر هم دارد، یعنی قوه‌ی دل / جان: شش حس و نیز شش موضوع یا شناسه‌ی حس، شش قوه برای کارهای مختلف و شش کار یا عمل که بر اساس نمادها به آن‌ها پیوست‌اند می‌توانند به نوبت یک مندله بسازند. علاوه بر این یک قلمرو چهارم دل، یک فرادل هم هست: که دلِ«شادمانی بزرگ» و «آگاهی عمیق» است،‌ و با زنگ در مرکز مندله نشان داده می‌شود (← جدول ۲).

جدول ۲

Untitled

    

منابع:

Das Mandala-Der Heilige Kreis in Tantrishen Buddhismus, Du Mont, Cologne, 1992

Tibetan Mandala Art and Practice

The Wheel of Time

Edited by Sylvie Crossman and Jean-Pierre Barou,

English Translation, 2004

 

 

یک یادداشت در مورد این نوشته
نظر شما چیست؟
  1. باتشکراز جناب پاشایی به خاطر این مقاله ارزشمند
    این مقاله عمیق ترین مباحث مربوط به خداشناسی، کیهان شناسی و انسان شناسی را بیان می کند. و ما میبینیم که چگونه تمام هستی یکدیگر را تعریف می کنند و به هم بسته هستند. در ادامه مباحثی که مطرح شده است ما تازه می رسیم به مبحث پزشکی در کالبد انسان ( طب آیورودا) و تعریف دوشاها و هماهنگی یا عدم هماهنگی آنها. همه اینها بیانگر این است که در گذشته همه مباحث پزشکی ، فلسفه، هنر، معماری و …. به هم مربوط بود و هیچ کدام از یکدیگر جدا نبود.
    در حالیکه علوم امروز هرکدام برای خود سازی می زنند و همه چیز به شدت آشفته است. جوری که توالت فرنگی هم می شود یک هنر!
    من همیشه به این فکر می کنم چرا بشر امروز فکر می کند پیشرفت کرده است و خود را بسیار خوشبخت تر و باهوش تر از دیروز می بیند؟ به اعتقاد من بشر امروز فقط قادر به درک دقائق دانش دیروز نیست. همین!

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

اگر اندازه‌ی نوشته‌ها برای شما کوچک می‌باشد، می‌توانید با فشردن هم‌زمان کلیدهای Ctrl و + اندازه‌ی نوشته را افزایش دهید.

بامداد ما © 2017 تمام حقوق محفوظ است.