نگاهی به رمان فرانکنشتاین در بغداد

نگاهی به رمان فرانکنشتاین در بغداد ترجمه ی امل نبهانی
نوشته ی محمد کریم زاده

 

از زمان دریافت این مقاله چند ماه میگذرد. با این که از آقای کریم زاده خواسته بودم چیزی از روز و روزگار خویش قلمی فرمایند، چیزی دستگیرم نشد و ناچار به دانسته های خود قناعت می کنم. ما باایشان همسایه بودیم. جوانی بالا بلند با موئئ روشن و چشمانی دریایی ایستاده در کوچه ای منشعب از اولین پیچ محله ی نعلبندان ساری. بزرگتر که شدم شعر های ایشان را در روز نامه ها و مجلات دنبال می کردم. در دوره دانشجویی همکلاس آقای کاظم السادات اشکوری بودم. کاظم گاهی از ایسان شعری می خواند و در پایان میگفت اینهم همشهری ات. آن دو در فرهنگ و هنر آن روز همکار بودند. همینقدر می دانم که ایشان دوره ی لیسانس ادبیات فارسی را در دانشگاه فردوسی مشهد گذراندند و فوق لیسانس را در دانشکده ی ادبیات دانشگاه تهران. در تگزاس ایالات متحده ساکن اند و تا آنجا که خبر دارم در ایام بازنشستگی به کار اداره ی کارگاه قصه نویسی سرگرم اند.

اسماعیل شکری

یک:
فرانکنشتاین در بغداد رمانی است نوشته ی احمد سعداوی، داستان نویس عرب زبان عراقی که خانم امل نبهانی آنرا به فارسی برگردانده است.این ترجمه را نشر نیماز منتشر کرده است.
سعداوی داستان نویس، روزنامه نگار،شاعر و سازنده فیلمهای مستند، چهره ای آشنا در جهان داستان نویسی به ویژه در میان عرب زبانان است. گذشته از مجموعه ی شعرهایش که با نام ” سالگرد آهنگهای بد” در سال ۲۰۰۰ منتشر شده است؛ از او سه رمان در دست است، که فرانکنشتاین در بغداد با تاریخِ انتشار ۲۰۱۳ آخرین آنهاست.
سعداوی تاکنون به خاطر داستان نویسی، چندین جایزه دریافت کرده است. او همچنین نامزد دریافت جوایزی از سوی انجمنهای داستان نویسی بوده است. احمد سعداوی درسال۲۰۱۰ از سوی کانون داستان نویسی “بیروت ۳۹ “، به عنوان یکی از ۳۹ داستان نویس برجسته ی زیر چهل سال عرب، برگزیده شده است. مروری کلی بر فرانکنشتاین در بغداد نشان می دهد که سعداوی این رمان را با الهام از رمان خانم مری شلی (یک) ورمان مشهور او”فرانکنشتاین” (دو) به سبک ” گوتیک” (سه) نوشته است اما در پیشبرد پیرنگ و روند گسترش داستان از عناصرو شیوه های تازه ترِ داستان نویسی نیزسود جسته است.
دو:

فرانکنشتاین در بغداد، برداشتی نوین

 (مدرن) و فرانوین (پست مدرن) از رمان شگفتاری – ترسناکِ (چهار) خانم مری شلی نویسنده ی انگلیسی زبان است که رویدادهای مربوط به سال جنگ ۲۰۰۵ عراق، بعد از سرنگونی صدام حسین و اشغال آن کشور به وسیله نظامیان آمریکایی را پوشش می دهد.
نام فرانکنستاین یا فرانکشتاین با نام خانم “مری وول استونکرافت گادوین” پیوندی تنگاتنگ دارد.
جهان ادبیات “مری وول استانکرافت گادوین” داستان نویس انگلیسی و خالق رمان فرانکشنتین را بیشتر به نام “مری شلی” می شناسد. ازدواج مری با “پرسی بیش شلی” (پنج) غزلسرا و داستان نویس انگلیسی این نام را برای خانم مری به همراه آورد.
مری، روز سی ام آگست ۱۷۹۷ (همه تاریخها در این نوشته میلادی است) در خانواده ای فرهنگی متولد شد و در اول فوریه ۱۸۵۱ در گذشت.
او بخشی از زندگانی خودرا با شوهرش در ایتالیا گذراند و رمان فرانکنشتاین را در سال ۱۸۱۸ منتشر کرد. می گویند تشویق های لرد بایرن (شش) شاعر معروف انگلیسی که دوست نزدیک خانوادگی مری و شوهرش بود در آفرینش رمان فرانکنشتاین نقشی اساسی داشت.
سه:
قهرمان اصلی داستان خانم شلی پزشک جوانی است بنام فرانکنشتاین که تکه های اندام مردگان را بهم پیوند می دهد و هیولایی کریه و ناهنجار ازترکیب آن تکه ها می سازد که نه تنها سیمایی مخوف و وحشتناک دارد بلکه رفتارشروررانه اش همه ـ حتی خالقش را ـ از اومی هراساند و می گریزاند. این موجود شرور نام مشخصی ندارد و بنام خالقش فرانکنشتاین شناخته می شود.
تاکنون فیلمهای متعددی از رمان فرانکنشتاین بوسیله ی کارگردانان مختلف ساخته شده و این فیلمها فرانکنشتاین را به منزله ی یک اسطوره، به یک شخصیت مشهور داستانی در سطح جهان تبدیل کرده اند. رمان فرانکنشتاین از نظر ساختاری در چارچوب شیوه ی

“گوتیک” جای می گیرد.

چهار:
احمد سعداوی طرحی نو از قهرمانِ فرانکنشتاین – پزشکی که شخصیت اصلی رمان خانم شلی است – بدست می دهد. چهره ای که سعداوی در رمان خود می پردازد، یک دستفروش تهیدست بغدادی به نام هادی است که اعضایی از بدن مردگان را از پیکرشان جدا می کند.
در رمان سعداوی ، هادی خود- خواستارانه به پیشباز رویدادهای خطرناک وعجیب و غریب و خطرناک که در گوشه و کنار بغداد اتفاق می افتد می رود و در میان دود و وحشت، تکه پاره هایی از پیکر قربانیان خشونت را برمی گزیند و ازپیوند آن تکه ها، شخصیتی به نام ” چیز” می سازد.
ارواح، نَـفـَـس زندگی بخش خودرا در جسم “چیز” می دمند و به او حیات می بخشند. وظیفه “چیز” که مقامات انتظامی اورا “جانی ایکس” نامگذاری کرده اند خونخواهی وکینه کشی از کسانی است که به خشونت دست یازیده اند. “چیز” درست همان بخش از بدن عاملین قتل را از هم میدرد که آنها از بدن او دریده اند و هادی آنها را به بدنش پیوند داده است.
داستان اگرچه واقعی نیست اما بسیار باورپذیر وهوشمندانه به رشته ی نگارش در آمده است و کوشش داستان نویس برای دسترسی به عدالت در چنبره ی خشونت و نابسامانی جنگ و انفجار، مرزهای واقعیت را باخیال مخدوش می کند وفراز و فرود و نوسانات دلپذیر داستان، خواننده را به توهم و سردرگمی در زمینه شناخت عدالت و ماهیت آن دچار می کند. انزجار از جنگ و فضای وحشتی که در بغداد جنگ زده حاکم است همراه با اختناقِ موجود، در داستان به طرز شیوایی نهادینه شده است.
پنج:
شاید بی مناسبت نباشد که اشاره ای داشته باشم به شیوه ی داستان پردازی “گوتیک “که پیشتر نام آن به منزله ی شیوه ی داستان نویسی خانم مری شلی، به میان آمد.
سبک “گوتیک” در نیمه ی دوم قرن هیجدهم در انگلستان پیدا شد و در قرن نوزدهم مری شلی و ادگار آلن پو (هفت) آنرا به اوج رساندند. این سبک واکنشی در برابر سبک رئالیستی داستان نویسی بشمار می آید.
داستان نویسانی که به سبک “گوتیک” قلم زده اند شیوه ی نوشتاری عاشقانه و رومانتیک را با عنصر وحشت در داستان ترکیب

کرده اند و طرحی تازه از داستان نویسی بدست داده اند که جای ویژه ای در کهکشان این هنردارد.
نام “گوتیک”از قبیله ی اروپایی “گوت” گرفته شده است.

اعضای این قبیله معـّرف شیوه ی خاصی از معماری در قرن دوازده در فرانسه بوده اند که از معماری رومانسک (هشت) نشات گرفته بود که تداوم و تحول آن سرانجام در قرن شانزدهم به معماری رنسانس منجر شد.
داستانهای گوتیک معمولا در ساختمانهایی که اسلوب معماری گوتیک داشته اند اتفاق می افتاده است. تاثیراین شیوه از داستان نویسی دراروپای قرن نوزدهم بسیار چشمگیر بود و به سبکهای گوناگونی از داستان نویسی در فرانسه و آلمان انجامید. این تاثیر البته از گستره ی داستان نویسی فراتر رفت و شیوه ی زندگی جماعتی از اروپاییان را در کشورهای مختلف آن قاره در برگرفت که مبتنی بر نوعی درویش مسلکی بود. درواقع توصیف معماری قرون وسطایی گوتیگ وشیوه ی زندگی مردمی که در آن ساختمانها می زیستند به شیوع و گسترش خُرده فرهنگ گوتیک در قرن نوزدهم منجر شد و تاثیر آن تا مدتها در اروپا و نقاط دیگر جهان باقی ماند. این خرده فرهنگ اگرچه از بیرون ناهنجار، شوم و سیاه می نمود اما از درون دربردارنده بسیاری از ارزشهای هنری در زمینه ی داستان نویسی، موسیقی، نقاشی و شعر بود که توانست در اروپا رواج پیدا کند.
شش:
همچنانکه اشاره شد گونه ی ادبی (ژانر- نُه) گوتیک در اواخر قرن هیجدهم، در روزگار اقتدار سبک رمانتیک وارد عرصه ی داستان نویسی گردید. این ژانر درقرن نوزدهم میلادی با آفرینش آثاری مانند دراکولا و فرانکشتاین خود را در صحنه ی هنر داستان نویسی تثبیت کرد. گوتیک را در آغاز پیدایشش می توان نوعی گرایش به فرهنگ قرون وسطی درادبیات دانست. بنیانگزار این شیوه هوراس والپُل (ده) بود که با رُمانی به نام قلعه ی اوترانتو(یازده) این گونه ی ادبی را پی ریزی کرد.
چاپ اول این کتاب نه با نام مولف بلکه با نامی مستعار منتشر شد و در مقدمه آن، والپُل ادعا کردکه این متن ترجمه ای از یک کتاب گمشده ایتالیایی است که او آنرا یافته و ترجمه کرده است.
در چاپ دوم با مقدمه ای که بیانیه ی ادبیات گوتیگ محسوب می شود، هوراس والپُل عنوان ثانوی “یک داستان گوتیک” را به نام اصلی کتاب ( قلعه ی اوترانتو) افزود و اعتراف کرد که آن کتاب ترجمه نیست و خودش آنرا نوشته است. این اعتراف اقبال نخستین از متن را فروکاست.
هوراس والپل نسبت به سبک معماری قرون وسطایی گوتیک دلبستگی وسواس آمیزی داشت وخانه ی خورا به اسلوب همان معماری بنا کرد و آنرا تپه ی توت فرنگی نام نهاد.
ادبیات گوتیک که گاهی ادبیات هراس نیز نامیده می شود، گونه ای ادبی است که از آمیزش مختصات رمان عاشقانه با عناصر چهارگانه ی هراس، هزل، نقیضه و خرافات آفریده می شود. پیرنگ توهّم آمیز داستان که بر بستر آن عناصر چهارگانه پیش می رودبه کشش و هول و ولای داستان دامن می زند. پیش ازوالپل این گونش و چنین رویکردی در داستان نویسی بی پیشینه بود
والپل شیفته ی رمان قرون وسطایی بود و پیرنگ خیالی و وهم آمیز آنرا می پسندید. او کوشید تا الگوی رمان قرون وسطی را با رمان رئالیستی بعد از قرون وسطی که به نظر او منحصرا واقعگرایانه بود، در هم آمیزد. این کوشش سرانجام به آفرینش انواعی از رمان گوتیک از جمله رمان راز آلود واسرارآمیز منجر شد.
منتقدین، رمان والپل را پوشیده از وحشتی مطبوع می دانندکه حضور آن نرمایش آشنای سبک رمانتیک را دلپذیر تر کرده است
هفت:
چون شیوه داستان پردازی “گوتیک” واکنشی در برابر سبک رئالیستی و آرمانهای رئالیسم رسمی قرن هیجدهم بشمار می آید، اجمالا به بعضی از مشابها و مغایرتهایث این دوشیوه اشاره می شود.
دسته ای از منتقدین، سموئل ریچاردسون (دوازده)، هنری فیلدینک (سیزده) و دانیال دفو(چهارده) مولف روبینسون کروزوئه را آغاز گران سبک رئالیسم رسمی در قرن هیجدهم می دانند. رئالیسم رسمی می کوشید که واقعیت زندگی متعارف را از طریق توصیف و انتقال تجربیاتِ قهرمانِ رمان داستانیزه ( چهارده) کند. کوشش و تامل این شیوه از داستان نویسی فقط به نمایش جهان انفسیِ شخصیت معطوف بود و جهان آفاقی حضور چشمگیری در داستان نداشت. این شیوه ی نگارش، بیشتر آگاهی، دریافت و تجربیات شخصیت داستان را بمثابه ی عضوی از جامعه باز می کاوید و نسبت به ادبیاتِ پیشتر از خود، توجه عمیق و دقیقی به زندگی روزمره نداشت. در تحلیل نهایی شاید بتوان گفت که رئالیسمِ رسمی هدفی آموزشی داشت و می کوشید به خواننده بیاموزد که چگونه بخواند و از طریق خواندن بیاموزد که چگونه رفتار و زندگی کند. تاکید بر رفتار و معاییر رفتار شناسیِ عامیانه در کانون توجه این شیوه ی نگارش جای داشت.
وقتی که به ادبیات گوتیک می اندیشیم مضامینی تاریک یا فراطبیعی و یا عناصری را به یاد می آوریم که در برابر محدودیتهای سبک داستان نویسی رئالیستی و در تقابل با آنها بکار گرفته شده اند. یعنی در برابر رئالیسم رسمی که روشی ساده را در نگارش بکار می گرفت گوتیک همه چیز را برجسته و پیچیده می کند و در برابر تمرکز رئالیسم رسمی روی فعلیت درونی شخص، گوتیک روی فضا و چگونگی کردارهای شخصیت تاکید دارد که در پایان داستان برجسته می شوند و نقشی ایفا می کنند. این برجسته شدن

گاهی رمز و رازی را که در متن نهفته است باز گشایی می کند و جنبه ی ظهورو تجلی (شانزده) بداستان میدهد. خلاصه، آنچه که رئالیسم رسمی ازنزدیک شدن به آن پرهیز می کند گوتیک آنها را در دستور کارنگارش می گذارد.
باید خاطر نشان کرد که ویژگی رمانهای گوتیک فقط در معکوس نشان دادن داستان عاشقانه (رمانس) یا تأکید روی ناهنجاری های زندگی نیست، بلکه این شیوه ی نوشتاری مرز واقعیت و خیال را می شکند و آنها را مخدوش وباهم ترکیب می کند. این ترکیب به علت کشش و غیر قابل پیش بینی بودن ونیز همامیزی اش با رویدادهای فراطبیعی و ناشناس،غیر منتظره و هراس آفرین است. همزمان با آن، داستان گوتیک چهره ها یش را حتی از چهره های داستانهای واقعگرایانه، واقعی تر نشان می دهد. این ویژگیِ رمانهای گوتیک که موجد دوگانگی ساختاری در داستان است، دربعضی ازشیوه های داستان نویسی پست مدرن تاثیری چشمگیر به جای نهاده است.
صرفنظر از اینکه در رمانهای گوتیک صحنه ها تا چه اندازه خیالی یا توهم آمیزند شخصیت در آنها همواره چنان رفتار می کند که از رفتار یک شخص واقعی در وضعیت مشابه در صحنه ی واقعی زندگی، واقعی تر است و اگر چه خواننده می داند که داستان در فضایی غیرواقعی روی می دهد اما توصیفات و توضیحات چنان طبیعی است که وی آنهارا می پذیرد و واقعی بشمار می آورد و با اشتیاق داستان را می خواند.
چند مشخصه اصلی در رمانهای گوتیک می توان پیدا کرد که حضور آنها در “فرانکنشتاین در بغداد” غیر قابل تردید است.:
۱- فرسایش، تباهی، ویرانگری و چشم اندازهایی گسترده از هدم و ویرانی.
۲- کاربرد خرافه و عناصر فراطبیعی در متن.
۳- حضور یک قهرمان اصلی.
۴- حضوریک ضد قهرمان که مظهر بدی هاست
۵- زوال و تلاشیِ شکوه و طمطراق قهرمان در اثر دسیسه های ضد قهرمان.
. ۶- امکان نجات قهرمان از مخاطره

۷- قابلیت انطباق زمینه ی بنیادی نوول با جهان واقعی.
۸- پرداخت و توصیف واهمه های اصلی زندگی واقعی مثل مرگ، قتل، آتش سوزیهای مهیب وانهدام ساختمانها..
هشت:
درکار ترجمه بی تردید عمده ترین مسله زبان و آشنایی با زبان است. اگرمترجم،  زبان متن اصلی خوب نداند و با فرهنگی که آن زبان را می پوشاند آشنایی نداشته باشد ترجمه از گزارش راستین متن و رساندن پیام مولف فرو می ماند و بسیاری از ظرائف کار داستان نویس را نادیده یا پوشیده می گذارد. کار خانم نبهانی از این نقیضه مبراست.
احاطه ی خانم نبهانی به هر دو زبان و آشنایی اش به هر دو فرهنگ را چالاکی وی در بیرون آمدن از مضایق و دقائق ترجمه به خوبی نشان می دهد.
بیرون از حیطه ی متن و ترجمه ی آن، ـ که می تواند در فرصتی مناسب به صورت فنی بررسی و نقد شودـ، نگاه انسانی مولف به مساله ی جنگ که در داستان به طرز ماهرانه ای نهادینه شده است بیزاری وی را از خصلت ویرانگر و وحشتناک آن نشان می دهد.بی گمان این خصلت، رویکردِ مشترکِ مولف و مترجم و انگیزه ی خانم نبهانی برای گزینش این متن برای ترجمه بوده است.
فرانکنشتاین در بغداد ترجمه ای ساده و روان دارد که خواندن آنرا با دلپذیری و بی خستگی میسر می کند. با نقل فرازهایی از ترجمه و توصیه ی خواندن این رمان این نوشتار را به پایان می برم.
“هرربار که اُم ‌دانیال شروع به تعریف اتفاقات عجیب و باورنکردنی می‌کرد که برایش رخ داده بود، اُم‌سلیم و برخی زنان نازک‌دل که در یأس و تنهایی همدم او بودند، بیشتر به دیوانگی پیرزن ایمان می‌آوردند. مردم مسخره‌اش می‌کردند و اُم‌ سلیم و دوستانش از این مسئله غمگین می‌شدند، چون می‌دیدند یکی از اعضای گروه قدیمیِ آن‌ها وارد بخش تاریک زندگی می‌شود و این بدان معنی بود که تمام گروه به آن بخش ترسناک و تاریک نزدیک شده‌اند. “

چنانکه می بینید ومی خوانید ترجمه ساده ، بی پیرایه و نزدیک با واقعیتهای زندگی است و بازتاب دهنده ی آن واقعیتها:
“فرج دلال در طول سال‌های گذشته بارها تلاش کرده بود ایلیشوای پیر را راضی کند تا خانه‌ی قدیمی‌اش را بفروشد اما نتیجه نگرفته بود. پیرزن فقط به گفتن «نه» اکتفا می‌کرد و دلیلش را توضیح نمی‌داد. فرج دلال مدام از خود می‌پرسید چه چیزی باعث می‌شود که پیرزنی همچون ایلیشو در خانه‌ای با هفت اتاق، تنها با یک گربه زندگی کند؟ چرا این خانه را با خانه‌ی کوچک‌تری که تهویه و نور بهتری دارد عوض نمی‌کند که با بقیه‌ی پولش تا آخر عمر راحت زندگی کند؟ اما جوابی نمی‌گرفت.”

“اما هادی دست‌فروش، همسایه‌ی پیرزن که مردی پنجاه‌ساله، بسیار نامهربان و با لباس‌های کثیف بود و همیشه بوی الکل می‌داد، از او خواسته بود که عتیقه‌جاتی را که در خانه‌اش تلنبار کرده بود به او بفروشد. دو ساعت دیواری بزرگ، میزهایی از چوب ساج در اندازه‌های مختلف، فرش‌ها و قالیچه‌ها و مجسمه‌های گچی و عاج کوچک به‌اندازه‌ی کف دست از مریم مقدس و کودکش، که بیش از بیست سال از عمرشان می‌گذشت و در جای‌جای خانه پراکنده بودند و اشیای زیاد دیگری که هادی دست‌فروش فرصت کافی برای بررسی و شمردن‌شان نداشت.”

یاد آوری”

(۱۷۹۷ – ۱۸۵۱(Mary Wollstonecraft Godwin Shelley یک:
Frankensteinدو:
Gothicسه:
Horror- Fantasyچهار:
(۱۷۹۲-۱۸۲۲) Percy Bysshe Shelley پنج:
(۱۷۸۸- ۱۸۲۴) Lord Byronشش:
(۱۸۰۹ – ۱۸۴۹) Edgar Allen Poeهفت:
Romanesqueهشت:
Genreنه:
)۱۷۱۷ -۱۷۹۷ (Horace Walpoleده: (
(۱۷۶۴) Castle of Otranto یازده:
(۱۶۸۹- ۱۷۶۱( Samuel Richardson12:
(۱۷۰۷ –۱۷۵۴) Henry Fieldingسیزده:
(۱۶۶۰-۱۷۳۱) Daniel Defoeچهارده:
پانزده: اگر اشتباه نکنم اصطلاح داستانیزه را دوست بزرگوارم استاد شفیعی کدکنی ساخته اند؛ با ترکیب واژه ی داستان و پسوند یزه که که کاربرد آن را در واژه های پاکیزه، دوشیزه، رنگیزه و….می بینیم
Epiphanyشانزده:

2 total comments on this post

نظر شما چیست؟
  1. فشرده بود و دقیق، آموزنده و مسئولانه. با شیوه‌یی نو در معرفی کتاب. بی گمان ارزش آن را دارد که چندبار خوانده شود. دست شاعر نازنین ما درد نکند. امیدوارم که کریم‌زاده عزیز در معرفی کتاب ستونی در بامداد ما داشته باشد. این چراغ به این خانه بیشتر رواست. همیشه روشن باد!

  2. با سلام و خسته نباشید خدمتشما بزرگوار
    من لینک دانلود رمان فرانکنشتاین در بغداد – احمد سعداوی (نویسنده عراقی) رو میخواستم اگر دارین برام بفرستین
    سپاس فراوان

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

اگر اندازه‌ی نوشته‌ها برای شما کوچک می‌باشد، می‌توانید با فشردن هم‌زمان کلیدهای Ctrl و + اندازه‌ی نوشته را افزایش دهید.

بامداد ما © 2017 تمام حقوق محفوظ است.