زبان شناسی ایرانی-نگاهی تاریخی از دوره باستان تا قرن دهم هجری قمری

img_2230

علم عبارت است از به دست آوردن شناختی نظام یافته و قاعده مند از یک موضوع یا پدیده. این شناخت عمدی، تعریف شده، در چارچوب و قابل انتقال به دیگران هم عصر و دیگران همه اعصار است( روبینز، ۱۳۷۰: ۱۳-۱۴ ). زبان شناسی نیز علمی است تمام عیار که دارای جمیع ویژگی های فوق است. همچون سایر علوم از زمانی آغاز شده است و در زمانی و روزگاری دیرین، بر اساس شرایط و نیازهای آن عصر و مکان، اهلش را به تلاش و کار واداشته است. لیکن بسیاری بر این باورند که زبان شناسی علمی کاملا نوظهور است و تاریخ پدیداری آن مصادف با انتشار دوره زبان شناسی عمومی سوسور بوده و چیزی قریب به یک قرن از عمر آن می گذرد، اما به واقع، پیشینه علم زبان شناسی یا به عبارت بهتر، مطالعات زبانی با کهن ترین علوم برابری می کند و ده ها سال است که زبان شناسان با کندوکاو در عمق و پهنه تاریخ علم سعی در مستند کردن این ادعا دارند.
 بنابر اکثر منابع و نظر پژوهشگران حوزه باستان شناسی، میان رودان محل تولد و رشد خط است. به عقیده گاور ( ۱۳۶۷: ۶۷) تقریباً تمامی خطوطی که متعلق به دو هزار سال پیش اند و ما از آن اطلاع داریم، به جز خطوط چینی و بومیان آمریکا، نشات گرفته از هلال حاصلخیز ( سرزمین قوسی شکل شامل فلسطین، سوریه، میان رودان عراق و مصر و دره رود سند یعنی پاکستان کنونی است. البته برخی از باستان شناسان بر این باورند که اغلب خطوط برگرفته از خط هایی است که اقوام مقیم در میان رودان یعنی در ابتدا سومری ها و سپس اکّدی ها ساخته و پرداخته اند.
 فرهنگ های به جای مانده از دوره باستان عبارتند از : فرهنگ های میان رودان به صورت واژه های یک زبانه یا دوزبانه (سومری – اکّدی )، سه زبانه (سومری – اکّدی – هتّی) یا حتی چهارزبانه (سومری – اکّدی – اوگاریتی – حوری) که برخی به روش موضوعی و برخی بر اساس نشانه آغازین واژه تنظیم شده اند. فرهنگ های هتّی که می توان در میان آن ها به واژه نامه های دو زبانه (هتّی – اکّدی)، (لوری – هتّی) و ( حوری – هتّی) اشاره کرد از جمله این آثارند. همچنین آثاری در دست است که نشان دهنده رواج واژه نامه های کاسی و آثار خلق شده توسط میتانی هاست.
 در فصل چهارم کتاب فوق که با عنوان ترجمه و تفسیرنویسی نگاشته شده است بیش از آنکه به شرح نظریه ها و فعالیت های ایرانیان باستان در باب چگونگی عمل در ترجمه و تفسیر پرداخته شود، فهرستی کوچک از متونی ارائه شده است که بیانگر وجود ترجمه و تفسیر در ایران باستان است.
آثار پارتی ( پلوی اشکانی) : بنچاق اورامان ( سه سند) / کتیبه ای نقش بسته بر مجسمه هرکول
آثار فارسی میانه ( پهلوی ساسانی ) : سنگ نوشته اردشیر بابکان / سنگ نوشته اورمزد / کتیبه شاپور اول در حاجی آباد / کتیبه شاپور در تنگ براق/ کتیبه شاپور در کعبه زرتشت.
 به جز ضروریات حکومتی، گرایش ایرانیان به درک عمیق کلام وحی و عطش آنان برای فهم بی واسطه قرآن موجب اقبال شان به آموختن زبان عربی شد. ضرورت فراگیری قرآن و زبان عربی برای ملل غیر عرب به خصوص ایرانیان و آشنایی فزاینده مسلمانان با علوم و فنون جدید و گسترش تمدن اسلامی باعث شد زبان عربی از یک زبان قومی – قبیله ای تبدیل به زبانی بین المللی برای ارتباطات جهانی شود؛ زبانی مقدس که کلام الهی خطاب به آخرین پیامبر بدان زبان نازل شده و زبان علم برای نگارش معتبرترین اسناد رسمی. از این روست که ایرانیان در راه شناخت ویژگی های این زبان تلاش فراوان کردند و نقش آنان در مطالعه و کاربرد این زبان چشم گیر و شاید بیش از دیگران باشد.
در فصل هفتم کتاب به بررسی تلاش ایرانیان در عرصه علم زبان شناسی و مطالعه زبان در دوره اسلامی یا به عبارت دیگر پس از ظهور اسلام پرداخته شده است. این دوران با انقراض سلسله ساسانیان آغاز می شود. در مرحله اول یکسره زیر سلطه اعراب قرار می گیرد لیکن آرام آرام حکومت های محلی ایرانی تبار در جای جای کشور شکل می گیرند: طاهریان، علویان طبرستان، آل زیار، آل بویه، صفاریان، سامانیان و غیره که مقارن با هر یک از این حکومت ها دانشمندان و در نهایت علاقه مندان به مباحث زبانی به نسبت اهمیتی که پادشاهان این سلسله ها برای علم و عالمان قائل بودند و به نوعی ساحت علم را ارج می نهادند، آثاری بر جای گذارده اند. در کنار این تحولات دورانی نیز وجود داشته که کشور زیر سلطه حکومت های ترک تبار و مغول قرار گرفته است.
مقارن با حکومت اینان نیز مطالعات علمی و زبانی متوقف نشده است. مهم ترین این حکومت ها عبارتند از غزنویان،سلجوقیان، اتابکان، خوارزمشاهیان، ایلخانان مغول، تیموریان و قره قویونلو. در دوره های اخیر کشور یکسره در دست ایرانیان قرار گرفت و با تسلط صفویان، افشاریه، زندیه، قاجاریه، پهلوی و بالاخره جمهوری اسلامی تمرکز بر زبان فارسی، فارسی دانی و فارسی خوانی اهمیت بیشتری یافت.
سراسر تاریخ دستور نویسی عربی شاهد دو رویکرد اساسی است. یک رویکرد که می توان شروع مدون و مشخص آن را به زمان نگارش و نشر الکتاب سیبویه نسبت داد، دوره ای است که مملو از آثار و نوشته های مبتکرانه و نوآورانه است. این دوره همراه با تحولات آن تا حدود قرن چهارم و پنجم ه.ق ادامه یافت. رویکرد دوم مربوط به قرن پنجم تا دهم است که تقریبا هیچ پیشرفت جدیدی در حوزه نحو رخ نداد و هر چه هست شروحی است که بر آثار پیشینیان عمدتا با اهداف آموزشی نوشته می شد.
 لپسکی (۱۹۷۰: ۳۷-۳۸) می نویسد که تاریخ نگاری معنی شناسی ذاتاً و حتی در ارتباط با سایر حوزه های دستوری مشکل سازترین حوزه تاریخ نگاری در علم زبان شناسی است. ورستیگ ( ۱۹۹۷: ۲۲۷ ) نیز معتقد است که « به سختی می توان پیشینه عامی پیرامون معنی شناسی در سنت زبان شناسی عربی یافت». او علت این امر را گسترش جغرافیایی و کثرت دانشمندانی می داند که به مطالعه معنی پرداخته اند و ابهام موجود در مفاهیم معانی را ناشی از تفاوت های اساسی اصطلاح شناختی سنت زبان شناسی اسلامی و غربی می داند.
ورستیگ ( همان: ۲۳۱) معتقد است زبان شناسی عربی در حوزه معنا و معنی شناسی وام دار رشته های دیگری همچون منطق، بلاغت، اصول و فقه است و به گونه ای دور از انتظار سهم واژگان نگاری را در گسترش نظریه های معنایی اندک می داند.
نویسنده:شیده خزائلی
یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

اگر اندازه‌ی نوشته‌ها برای شما کوچک می‌باشد، می‌توانید با فشردن هم‌زمان کلیدهای Ctrl و + اندازه‌ی نوشته را افزایش دهید.

بامداد ما © 2017 تمام حقوق محفوظ است.